‍ تویی آتش منم خاکستر تو

‍ تویی آتش منم خاکستر تو
شدم یادی که باشم در سر تو
درختی میشوی در خانه ی دل
‌ شدم بادی که زد بر پیکر تو
بگو از جام زرین با لب من
که نوشم جرعه ای از ساغر تو
ندارم دین حقی جز دل تو
به دل گفتم که باشد کافر تو
بگو از دین خود، از مکتب عشق
که مومن میشوم بر باور تو
شدم شعری که مضمونش دل توست
نشستم خط به خط در دفتر تو
دیدگاه ها (۱۳)

🍁غزل بانوی شعر دفتر من🍁

میشوم جام شرابت تو شرابم میشویغرق رویای تو میگردم سرابم میشو...

شعرهای دفتر من هیچ می دانی چه شد ؟ ... شعله و خاکستر من هیچ ...

شعرهای دفتر من هیچ می دانی چه شد ؟ ... شعله و خاکستر من هیچ ...

شعری از مرحوم آقاسی در مورد حضرت فاطمه(س)باز کنم راز سه مظلو...

شمیمی دیگر از عود و گل عنبر نمی آیدشرابی غیر خون امشب در این...

بهاری بود و رفت و در برم دیگر نمی آیدشب تنهایی عاشق خدایا...

#فریدون_مشیریدفتر شعر: بهار را باورکن #آخرین جرعه این جامهمه...

عزیزان شعر سبب نامدار شدن تعداد زیادی ازشعرا شده ولی متأسفان...

در آن مجلس که شور بی شعور است         چراغ معرفتها سوت و کور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط