{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی نام عاشورا به گوش می‌رسد، آتش سوزناکی از غم، دل را د

وقتی نام عاشورا به گوش می‌رسد، آتش سوزناکی از غم، دل را در بر می‌گیرد و اشک، امان را می‌برد. وقایع دردناک عاشورا تا بعد از ظهر که هنگامه شهادت امام حسین علیه السلام بود جنایاتی را به خود دید و از شهادت امام حسین (ع) به بعد سرزمین کربلا شاهد فجایع و جنایاتی خاص در مورد اهل بیت پیامبر بود.

عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از این که امام حسین (ع)را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند.

سپاه دشمن غروب عاشورا، زنان را از خیمه‌ها بیرون ریختند و خیمه‌ها را آتش‌زدند.در این هنگام زنان فریاد می‌زدند و چون چشمشان به کشتگان خود افتاد لطمه به صورت زدند. شب که فرا رسید، آتش جنگ با فروکش کردن تحرّک میدان، فرو نشست. لشکر عمر بن سعد از پیروزی خوشحال و منتظر دریافت جایزه‌های آنچنانی بودند.

پسر سعد غروب عاشورا سر امام حسین(ع) را از بدن جدا کرد و به کوفه فرستاد و خود با جمعی از لشکریانش آن شب را در کربلا ماند و روز دیگر نزدیک ظهر پس از دفن کشتگان خود، کودکان و خواهران امام حسین(ع) و زنان بازماند? دیگر را برداشت و به سمت کوفه حرکت کرد.

عصر عاشورا عمر سعد امر کرد برای سوارشدن اسیران، شتران بی‌جهاز را حاضر کردند. اهل بیت امام حسین (ع) بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها، شب یازدهم محرم را به سختی گذراندند.

عمر سعد ملعون در روز 11 محرم دستور حرکت از کربلا به سوی کوفه را می‌دهد و زنان و حرم امام حسین (علیه‌السلام) را بر شتران بی‌جهاز سوار کرده و این امانت‌های نبوت را چون اسیران کفّار در سخت‌ترین مصائب و غم و غصه کوچ می‌دهند.
دیدگاه ها (۳)

💫 هشدار امیرالمومنین به قاتلان کربلا 👇سال‌ها پیش از عاشورا، ...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

✍ تیم وفاق و تیم‌نفاق و غربگداهایی که مذاکره شده دکان پولشوی...

مسئولین کشور که به خدا و خون شهدا خیانت کردن ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط