{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#طنز#جوک

#طنز#جوک
دیشب مهمون داشتیم خواهر کوچیکم داشت چایی تعارف میکرد ،
به زن عموی بابام که رسید به خواهرم گفت : الهی پیر شی ؛
آبجیه منم که معنیه این حرفو نمیفهمید گفت الهی خودت بمیری …
تا نیم ساعتم رفت تو اتاقش گریه کرد !
.😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂
ی روزخواستیم ورزش کنیم مثلا.گرمکن شلوار نارنجیموپوشیدم زدم ازخونه بیرون حالا تیکهای ملتوداشته باشید،هویج کجامیری؟پرتقال بدو تانخوردمت،ته سیگار...نارنگی الان میاما؟اشغالی برو 9شب بیا.اسمارتیز دوستات کو؟مسئولین رسیدگی کنید لدفا.
😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂
تو جاده شمال داشتم می رفتم، یه دفعه یه گاو پرید وسط جاده، زدم رو ترمز و خیلی شاکی دستمو گذاشتم رو بوق، دیدم همینجوری وایساده تو جاده داره نیگا می کنه، اومدم پیاده شم گاوه یه نگاه به من کرد، یه نگاه به تابلوی محل عبور حیوانات، بعد یه سری تکون داد و رفت!
😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂
یه روز داداشم داش با دوستش حرف می زد منم جوری که مخاطبش بشنوه دادا زدم افتابه رو اب خوردی کجا گذاشتی بعد سریع داداشم تلفن رو قطع کرد روز بعدش من داشتم با تلفن حرف می زدم که اون داد زد افتبه رو اب خوردی کجا گذاشتی منم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم کنج دسشویی بغل مسواکت( شت دسشویی)
،😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۵)

مافیای من پارت ۱همه‌چی از همون کنسرت لعنتی شروع شد. وسطِ اون...

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_4 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄رو ب...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3 | 𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒏𝒅+ آره می‌دونم._ دخترم!+ بله؟_ من سوپ دوس...

پارت ۱۸

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2وقتی توی مدرسه دعوات شد.....«ویوا.ت» سعی کردم بحث ...

پارت ۳: وقتی رویا رنگِ حقیقت می‌گیره!جین که انگار از گریه‌ها...

پارت ۳۳ 🖤یک شب، جونگ‌کوک منو به همون کافه‌ای برد که اولین با...

چندپارتی نامجون

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط