◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟
- #ParT_4 "
┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄

رو به روی ویلچرش‌ زانو زدم

دستشو نزدیک صورتم آورد و روی کبودی ها و مخصوصا گوشه لبم که زخم شده بود رو لمس کرد..

حرصی غرش کرد:

- باز اون عوضی نزدیکت شد ارررههه؟!

سرمو رو زانوهاش گذاشتم و اشکام شلوارشو خیس کرد

خم شد و بوسه ای روی موهام زد‌..

پچ زد:
- کاش بمیرم اینجوری نبینمت!

سر بلند کردم و چشمای اشکیمو بهش دوختم

حس میکردم تو چشمای آبیش غرق میشم!

گرفته لب زدم:
- فقط زودتر خوب شو!

با انگشت شصتش‌ اشکامو پاک کرد

- داروهاتو‌ آوردم!

چشماش وقتی منو نگاه می‌کرد نرم میشد!
- تو داروی منی..

تپش قلبم خودمم متعجب کرده بود!

اشاره ای به کشوی میز کنار تختش کرد

- یه پماد اون توعه‌ بیارش!
دیدگاه ها (۰)

کپشننننننننننن🛐💘عروسک من😈🔞پارت نود موهامو پشت گوشم زدم و به ...

**پارت ۳۳**تفِ خونیِ من روی سینه‌اش، آخرین جرقه‌ای بود که ان...

برده عمارت جئون

پارت ۳ ویو ا.ت حس میکردم کمی آروم تر شدم نمیدونم اگه جین کنا...

part 4+... در نتیجه، می‌تونیم زمان‌بندی رو تا حدود یک هفته ج...

مافیای من

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 51 " " ویو پارک جیمین ...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹³ویو روزالین__________ا...

دیو و دلبر پارت ۱۷ رسیدیم به عمارت بزرگ حاج رحمان پدر بزرگ م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط