سکوت جهانی که برای سگ زخمی جلسه اضطراری میگذارد..
سِرُم به جای شیشه شیر ، پرستار به جای مادر و آمبولانس به جای خانه و آژیر به جای لالایی
با سر باندپیچیشده،
در آغوش پرستاری افتاده است…
نه مادر دارد، نه خانه.
نه صدای لالایی، نه طعم شیر.
به جای آغوش مادر، آغوش پرستار.
و به جای شیشه شیر… سِرُم.
او کودک نیست؛
او سند جنایت قرن است.
او مدرک زندهی رسوایی جهانیست
که برای یک سگ زخمی جلسه اضطراری میگذارد،
و برای پنجاه هزار شهید،
کاملا بی عمل است
دو میلیون انسان در محاصرهاند.
درست در قرن بیستویک،
در عصر ادعای حقوق بشر،
در دورهای که اینترنت میداند تو امشب چه میخوری،
اما نمیداند در غزه چه میگذرد.
چه بگوییم از مجامع حقوق بشری؟
سازمان ملل؟
دفتری شیک با دیوارهای ضخیمتر از وجدان.
چه بگوییم از
قدرتهای غربی؟
رهبرانی که شریک جنایتاند
و رسانه هایی که حقیقت را دفن میکنند
در میان گرافیکها، جدول لیگ و فشنشوها.
البته آنها آموخته اند حقیقت را سانسور نکننند،
بلکه آن را «بیاهمیت» اعلام کنند.
در این میان اما مردم غزه…
با نان خشک و بدنهای خسته،
و با اشکهایی که وقت خشکشدن نمییابند،
ایستادهاند.
نه چون به مرگ عادت کردهاند،
بلکه چون به عزت زندهاند.
و این کودک،
با سرِ باندپیچیشدهاش،
نشان ماست،
شرف ما،
تاریخ ما.
و جهان،
یا با او همدرد خواهد شد،
یا در پیشگاه آینده،
با شرم و ننگ،
محکوم خواهد شد.
اینده ای که از بخیه های سر کودک فلسطینی
با نوری از لای زخم ها درز کرده
روشن خواهد شد....
#آقای_تحلیلگر
@mrtahlilgar1
با سر باندپیچیشده،
در آغوش پرستاری افتاده است…
نه مادر دارد، نه خانه.
نه صدای لالایی، نه طعم شیر.
به جای آغوش مادر، آغوش پرستار.
و به جای شیشه شیر… سِرُم.
او کودک نیست؛
او سند جنایت قرن است.
او مدرک زندهی رسوایی جهانیست
که برای یک سگ زخمی جلسه اضطراری میگذارد،
و برای پنجاه هزار شهید،
کاملا بی عمل است
دو میلیون انسان در محاصرهاند.
درست در قرن بیستویک،
در عصر ادعای حقوق بشر،
در دورهای که اینترنت میداند تو امشب چه میخوری،
اما نمیداند در غزه چه میگذرد.
چه بگوییم از مجامع حقوق بشری؟
سازمان ملل؟
دفتری شیک با دیوارهای ضخیمتر از وجدان.
چه بگوییم از
قدرتهای غربی؟
رهبرانی که شریک جنایتاند
و رسانه هایی که حقیقت را دفن میکنند
در میان گرافیکها، جدول لیگ و فشنشوها.
البته آنها آموخته اند حقیقت را سانسور نکننند،
بلکه آن را «بیاهمیت» اعلام کنند.
در این میان اما مردم غزه…
با نان خشک و بدنهای خسته،
و با اشکهایی که وقت خشکشدن نمییابند،
ایستادهاند.
نه چون به مرگ عادت کردهاند،
بلکه چون به عزت زندهاند.
و این کودک،
با سرِ باندپیچیشدهاش،
نشان ماست،
شرف ما،
تاریخ ما.
و جهان،
یا با او همدرد خواهد شد،
یا در پیشگاه آینده،
با شرم و ننگ،
محکوم خواهد شد.
اینده ای که از بخیه های سر کودک فلسطینی
با نوری از لای زخم ها درز کرده
روشن خواهد شد....
#آقای_تحلیلگر
@mrtahlilgar1
- ۲۲.۲k
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط