﷽
﷽
⚠️ «#لالاییِ غفلت» (نامهای به دولت و ملت)
✍ابوذر خدادادی
مقدمه:
لالایی مادر
اواخر شهریور در زاگرس بختیاری، پدر به شهر رفت تا مقدمات کوچ پاییزی را بخرد، آن شب مادر که کودک را خواباند و برایش اینگونه خواند:
لالا لالا، گلِ نازم، بخواب
پدرت رفته شهر، امشب نمیاد
قاطران را دستبند زدهام
کلیدها را در طاقچه بالای سر نهادهام...
مادر نمیدانست بیرون چادر، گوشی هست که میشنود و...
صبح مادر قاطرها را نمیبیند، فهمید که کلید به دست کسی افتاده که نباید لالای او را میشنید.
1⃣ این لالایی، امروز ماست
این مادر، نه دشمن بود و نه نفوذی دشمنان؛ او فقط ساده بود و موقعیت نشناس.
از کمبودها گفت، از نبودِ پدر گفت، از تنهایی گفت. اما هر کلمهاش، #نقشهی راهی شد برای آن به کمین نشسته.
⬛️
امروز ما در جنگیم و همه مادریم.
اما دشمنی بیدار است، نه خواب و خوراک دارد، نه رحم، نه شرم و نه...
وقتی زمان جنگ، فهرست کمبودها را بلند میخوانیم، از ناامیدی میگوییم، از شکافها و ضعفها مینالیم، ناخواسته، کلیدِ طاقچه را نشان میدهیم.
2⃣ چرا این کار خطرناک است؟
دلیل اول:
دشمن برای حملهی نظامی، میلیاردها خرج میکند. اما برای ناامیدکردن یک ملت، فقط به یک جملهی ناامیدکننده نیاز دارد. اگر خودمان آن جمله را بگوییم، دشمن، هزینهی جنگ را #پسانداز کرده است.
دلیل دوم:
بله، شفافیت لازم است. اما شفافیت برای اصلاح، نه برای اعلام به دشمن.
فرق است میان گفتنِ مشکل در اتاقِ فکر و خواندنِ مشکل روی بلندگو، در حالی که دشمن گوش میدهد.
دلیل سوم:
اگر ملتی را به بیتفاوتی عادت دهیم، روزِ حمله، کسی برای دفاع و مقاومت نخواهد بود.
3⃣ پاسخ به پرسشها و شبهات
۱.پس شفافیت چه میشود؟ مگر نه اینکه باید مشکلات را گفت؟
بله، شفافیت، رکن اصلی حکمرانیِ سالم است، اما شفافیت، دو مخاطب دارد: ملت و دشمن.
برای ملت: در اتاقِ فکر، به نحو کارشناسانه و همیشه، برای دشمن و عوامل او: هرگز و هیچوقت.
مگر میان «گفتنِ درد به پزشک» و «فریاد درد در اتاق انتظار»، فرق نیست؟
پزشک، همان ملت است، بلندگو، همان رسانهای است که دشمن هم میشنود. ما باید درد را به پزشک بگوییم و اما قبل از گفتن، درِ اتاق را ببندیم.
۲. مگر میشود مشکلات را نگفت؟ مردم خودشان میدانند!
بله، مردم میدانند. اما «دانستن» با «شنیدنِ رسمی» فرق دارد.
مردم میبینند گرانی و خرابیها را.
اما وقتی رئیسجمهور و دیگر دولتمردان میگویند:
«همهچیز خراب است»، این جمله سند میشود.
گفتن با راهکار=مسئولیتپذیری
گفتن با ناله=تسلیم
گفتن با امید=مقاومت
گفتن با ناامیدی=هدیه به دشمن
۳. این حرفها، یعنی سانسور و سرکوب انتقاد است!
خیر، این حرفها یعنی هوشمندی در انتقاد، نه سکوت در برابر فساد.
انتقاد، سلاحِ ملت است. اما سلاح را نباید در میدانِ دشمن انداخت.
۴.دشمن خودش ماهواره دارد، اینترنت دارد، همهچیز را میداند!
بله، دشمن اطلاعات دارد، اما سند ندارد.
اما وقتی وزیر یا رئیسجمهورِ بگویند «ما ناتوانیم یا نداریم»، دشمن سند پیدا میکند.
وقتی رسانهی ما فهرست ضعفها را پخش کند، دشمن #سند پیدا میکند.
⭐ فرق است میان «دشمن که حدس بزند یا مطمئن شود». ماهواره، حدس را تقویت میکند. اما جملهی مسئولِ نظام، حدس را به یقین تبدیل میکند.
۴. مگر نه اینکه امام شهید گفت باید مشکلات را گفت؟
بله، امام گفت. اما امام چه زمانی گفت؟ در جنگ، در مذاکره، در میدان؟ یا در اتاقِ فکر؟
سیرهی امام شهید، دو بال داشت:
بالِ اول: گفتنِ مشکلات به ملت.
بالِ دوم: حفظِ اسرار در برابر دشمن.
ما نباید یک بال را بگیریم و بال دیگر را رها کنیم.
۵. این حرفها یعنی ملت را نادان فرض کنیم؟
خیر، ملتِ بصیر، مشکل را میبیند و راهِ حل را میجوید.
ملتِ ناامید، مشکل را میبیند و دست روی دست میگذارد.
4⃣ چه باید کرد؟
برای دولت:
۱. مشکلات را بگوییم، اما با راهکار. هر جملهی «کمبود داریم» را با « اینگونه جبران میکنیم» تکمیل کنیم.
۲. اعتماد را جایگزین ناامیدی کنیم. ملت از «شنیدنِ مشکل» نمیترسد؛ از «ندیدنِ راهِ حل» میترسد.
۳. زبانِ مقاومت را جایگزین زبانِ گلایه کنیم. زبانِ گلایه، زبانِ ضعف است. زبانِ مقاومت، زبانِ قدرت.
🌍برای ملت:
۱. خواب نروید. نه با ناامیدی، نه با بیتفاوتی، نه با سرگرمی.
۲. مسئولان را نقد کنید، اما آگاهانه. نقدِ سازنده، در اتاقِ فکر؛ نه روی بلندگو، در زمانِ حمله.
۳. به جای پرسیدن «چه کم داریم؟»، بپرسید «چه داریم و چگونه از آن دفاع کنیم؟»
۴. بدانید که دشمن، فقط به مرزها حمله نمیکند؛ به امیدها هم حمله میکند.
5⃣ فراخوان
➖لالاییمان را دشمن نشنود.
➖آدرس کلید را ندهیم.
....هیهات من الذله.....
⚠️ «#لالاییِ غفلت» (نامهای به دولت و ملت)
✍ابوذر خدادادی
مقدمه:
لالایی مادر
اواخر شهریور در زاگرس بختیاری، پدر به شهر رفت تا مقدمات کوچ پاییزی را بخرد، آن شب مادر که کودک را خواباند و برایش اینگونه خواند:
لالا لالا، گلِ نازم، بخواب
پدرت رفته شهر، امشب نمیاد
قاطران را دستبند زدهام
کلیدها را در طاقچه بالای سر نهادهام...
مادر نمیدانست بیرون چادر، گوشی هست که میشنود و...
صبح مادر قاطرها را نمیبیند، فهمید که کلید به دست کسی افتاده که نباید لالای او را میشنید.
1⃣ این لالایی، امروز ماست
این مادر، نه دشمن بود و نه نفوذی دشمنان؛ او فقط ساده بود و موقعیت نشناس.
از کمبودها گفت، از نبودِ پدر گفت، از تنهایی گفت. اما هر کلمهاش، #نقشهی راهی شد برای آن به کمین نشسته.
⬛️
امروز ما در جنگیم و همه مادریم.
اما دشمنی بیدار است، نه خواب و خوراک دارد، نه رحم، نه شرم و نه...
وقتی زمان جنگ، فهرست کمبودها را بلند میخوانیم، از ناامیدی میگوییم، از شکافها و ضعفها مینالیم، ناخواسته، کلیدِ طاقچه را نشان میدهیم.
2⃣ چرا این کار خطرناک است؟
دلیل اول:
دشمن برای حملهی نظامی، میلیاردها خرج میکند. اما برای ناامیدکردن یک ملت، فقط به یک جملهی ناامیدکننده نیاز دارد. اگر خودمان آن جمله را بگوییم، دشمن، هزینهی جنگ را #پسانداز کرده است.
دلیل دوم:
بله، شفافیت لازم است. اما شفافیت برای اصلاح، نه برای اعلام به دشمن.
فرق است میان گفتنِ مشکل در اتاقِ فکر و خواندنِ مشکل روی بلندگو، در حالی که دشمن گوش میدهد.
دلیل سوم:
اگر ملتی را به بیتفاوتی عادت دهیم، روزِ حمله، کسی برای دفاع و مقاومت نخواهد بود.
3⃣ پاسخ به پرسشها و شبهات
۱.پس شفافیت چه میشود؟ مگر نه اینکه باید مشکلات را گفت؟
بله، شفافیت، رکن اصلی حکمرانیِ سالم است، اما شفافیت، دو مخاطب دارد: ملت و دشمن.
برای ملت: در اتاقِ فکر، به نحو کارشناسانه و همیشه، برای دشمن و عوامل او: هرگز و هیچوقت.
مگر میان «گفتنِ درد به پزشک» و «فریاد درد در اتاق انتظار»، فرق نیست؟
پزشک، همان ملت است، بلندگو، همان رسانهای است که دشمن هم میشنود. ما باید درد را به پزشک بگوییم و اما قبل از گفتن، درِ اتاق را ببندیم.
۲. مگر میشود مشکلات را نگفت؟ مردم خودشان میدانند!
بله، مردم میدانند. اما «دانستن» با «شنیدنِ رسمی» فرق دارد.
مردم میبینند گرانی و خرابیها را.
اما وقتی رئیسجمهور و دیگر دولتمردان میگویند:
«همهچیز خراب است»، این جمله سند میشود.
گفتن با راهکار=مسئولیتپذیری
گفتن با ناله=تسلیم
گفتن با امید=مقاومت
گفتن با ناامیدی=هدیه به دشمن
۳. این حرفها، یعنی سانسور و سرکوب انتقاد است!
خیر، این حرفها یعنی هوشمندی در انتقاد، نه سکوت در برابر فساد.
انتقاد، سلاحِ ملت است. اما سلاح را نباید در میدانِ دشمن انداخت.
۴.دشمن خودش ماهواره دارد، اینترنت دارد، همهچیز را میداند!
بله، دشمن اطلاعات دارد، اما سند ندارد.
اما وقتی وزیر یا رئیسجمهورِ بگویند «ما ناتوانیم یا نداریم»، دشمن سند پیدا میکند.
وقتی رسانهی ما فهرست ضعفها را پخش کند، دشمن #سند پیدا میکند.
⭐ فرق است میان «دشمن که حدس بزند یا مطمئن شود». ماهواره، حدس را تقویت میکند. اما جملهی مسئولِ نظام، حدس را به یقین تبدیل میکند.
۴. مگر نه اینکه امام شهید گفت باید مشکلات را گفت؟
بله، امام گفت. اما امام چه زمانی گفت؟ در جنگ، در مذاکره، در میدان؟ یا در اتاقِ فکر؟
سیرهی امام شهید، دو بال داشت:
بالِ اول: گفتنِ مشکلات به ملت.
بالِ دوم: حفظِ اسرار در برابر دشمن.
ما نباید یک بال را بگیریم و بال دیگر را رها کنیم.
۵. این حرفها یعنی ملت را نادان فرض کنیم؟
خیر، ملتِ بصیر، مشکل را میبیند و راهِ حل را میجوید.
ملتِ ناامید، مشکل را میبیند و دست روی دست میگذارد.
4⃣ چه باید کرد؟
برای دولت:
۱. مشکلات را بگوییم، اما با راهکار. هر جملهی «کمبود داریم» را با « اینگونه جبران میکنیم» تکمیل کنیم.
۲. اعتماد را جایگزین ناامیدی کنیم. ملت از «شنیدنِ مشکل» نمیترسد؛ از «ندیدنِ راهِ حل» میترسد.
۳. زبانِ مقاومت را جایگزین زبانِ گلایه کنیم. زبانِ گلایه، زبانِ ضعف است. زبانِ مقاومت، زبانِ قدرت.
🌍برای ملت:
۱. خواب نروید. نه با ناامیدی، نه با بیتفاوتی، نه با سرگرمی.
۲. مسئولان را نقد کنید، اما آگاهانه. نقدِ سازنده، در اتاقِ فکر؛ نه روی بلندگو، در زمانِ حمله.
۳. به جای پرسیدن «چه کم داریم؟»، بپرسید «چه داریم و چگونه از آن دفاع کنیم؟»
۴. بدانید که دشمن، فقط به مرزها حمله نمیکند؛ به امیدها هم حمله میکند.
5⃣ فراخوان
➖لالاییمان را دشمن نشنود.
➖آدرس کلید را ندهیم.
....هیهات من الذله.....
- ۱۲۳
- ۲۱ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط