{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است
 
باز هم که نیستی و اشکهایم سیل مانند مرا به زیر کشیده است
 
باز هم که سوختی و باز برای شمع شدن پشیمان شده ام
 
باز هم که یادت امانم را بریده است
 
باز هم که غصه دارم در قلب تاریکم از نبود تو
 
باز هم که نمیشنوم صدای دلنشینت را در خانه سوت و کورم
 
باز هم که گم شدی در خاطره ها وچشمم از دیدن عکس تو سیر نمیشود
 
سالهاست که رفتی ولی هر روز اینها را تکرار میکنم
 
شاید بشنوی ، بفهمی ، احساس کنی
 
در واقعیت نه ولی انتظار آمدنت در خوابم را که میتوانم داشته باشم
 
باز هم که بغض و بعد .....
 
مثل همیشه
دیدگاه ها (۳)

من تو بودمتوو یک عالمه حرف...و ترازویی که سهم تو را از شعرها...

اقای محترم اگه ازش خسته شدی , بهش بی توجهی نکناگه برات جذاب ...

هنوز هســـت!عشق واقعی را میگویم…خیانت هست،دروغ هست، بازی با ...

حتماً برات اتفاق افتاده... گاهی فقط بوی یک عطر خاص،شنیدن صدا...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده استباز هم که نیست...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده استباز هم که نیست...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است باز هم که نیس...

باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده استباز هم که نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط