ن
ن
دنیایمان را
نقش میکن
اینجا درون نقش هایم بوسیدن آزاداس
اتفاقی در پیش است
امشب
من و تو
گناه را به تصویر میکشیم
ببین
خدا هم اینجاست
با همان لبخند مهربان و
سیگار برگ
اتفاقی در پیش است
گناه
زیباترین نعمت خداس
مشکلم چیست که با من چنین میکنی ؟
گفتم :
تمام وجودم از آن تو بود
مشکلم چیست که با من چنین میکنی ؟
گفت :
آنقدر خوبی که حالم را برهم میزنی
عشق چیست ؟
عشق
واژه ای است بی انتها
شروع و پایان ندارد
هربار که برای توصیف و تعریفش کوشیدم
خود را ناتوان یافتم
تنها میدانم
عشق
تکثیر می شود
و ممکن است
در کنار کلمات دیگر توصیف شود ...
من مستم ...
بهشت
تلخی وودکاست
و
آغوشت
مستی بعد از آن
خدا شاهد است
که من بدون تلخی
مستم
مستم
تنها ماندم
باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است
باز هم که نیستی و اشکهایم سیل مانند مرا به زیر کشیده است
باز هم که سوختی و باز برای شمع شدن پشیمان شده ام
باز هم که یادت امانم را بریده است
باز هم که غصه دارم در قلب تاریکم از نبود تو
باز هم که نمیشنوم صدای دلنشینت را در خانه سوت و کورم
باز هم که گم شدی در خاطره ها وچشمم از دیدن عکس تو سیر نمیشود
سالهاست که رفتی ولی هر روز اینها را تکرار میکنم
شاید بشنوی ،بفهمی،احساس کنی
در واقعیت نه ولی انتظار امدنت در خوابم را که میتوانم داشته باشم
باز هم که بغض و بعد ..............مثل
بی شک جهان را به
عشق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام
از عشق جهانی برای تو
دنیایمان را
نقش میکن
اینجا درون نقش هایم بوسیدن آزاداس
اتفاقی در پیش است
امشب
من و تو
گناه را به تصویر میکشیم
ببین
خدا هم اینجاست
با همان لبخند مهربان و
سیگار برگ
اتفاقی در پیش است
گناه
زیباترین نعمت خداس
مشکلم چیست که با من چنین میکنی ؟
گفتم :
تمام وجودم از آن تو بود
مشکلم چیست که با من چنین میکنی ؟
گفت :
آنقدر خوبی که حالم را برهم میزنی
عشق چیست ؟
عشق
واژه ای است بی انتها
شروع و پایان ندارد
هربار که برای توصیف و تعریفش کوشیدم
خود را ناتوان یافتم
تنها میدانم
عشق
تکثیر می شود
و ممکن است
در کنار کلمات دیگر توصیف شود ...
من مستم ...
بهشت
تلخی وودکاست
و
آغوشت
مستی بعد از آن
خدا شاهد است
که من بدون تلخی
مستم
مستم
تنها ماندم
باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است
باز هم که نیستی و اشکهایم سیل مانند مرا به زیر کشیده است
باز هم که سوختی و باز برای شمع شدن پشیمان شده ام
باز هم که یادت امانم را بریده است
باز هم که غصه دارم در قلب تاریکم از نبود تو
باز هم که نمیشنوم صدای دلنشینت را در خانه سوت و کورم
باز هم که گم شدی در خاطره ها وچشمم از دیدن عکس تو سیر نمیشود
سالهاست که رفتی ولی هر روز اینها را تکرار میکنم
شاید بشنوی ،بفهمی،احساس کنی
در واقعیت نه ولی انتظار امدنت در خوابم را که میتوانم داشته باشم
باز هم که بغض و بعد ..............مثل
بی شک جهان را به
عشق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام
از عشق جهانی برای تو
- ۱.۰k
- ۰۶ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط