هر آدمی توی زندگی یک نفر بخصوص را میخواهد یک نفر که بیق
هر آدمی توی زندگی یک نفر بخصوص را میخواهد یک نفر که بیقید و شرط عاشقش باشد یک نفر که با او ، خود خودش باشد ، بیهیچ نقابی ! یک نفر که بیهراس از موهای ژولیده و صورت رنگ پریدهات ، با همان قیافه به آغوشش پناه ببری و سر روی شانههایش بگذاری ... زن و مرد هم ندارد ؛ توی زندگی مردها هم باید زنی باشد ، که صورت ِ آفتاب خورده و عرق کرده و ته ریش نامنظمشان را به اندازه یه صورت هفت تیغه ادکلن زده دوست داشته باشد ، شاید هم بیشتر …
آدمها توی یک زندگی یک نفر بخصوص را میخواهند که برایش درد دل کنند ، بیآنکه بترسند ، بیآنکه هراس داشته باشند از حرفهایشان یک نفر که آنها را همان طور که هستند دوست داشته باشد ، همان طور غمگین ، همان طور شیطان ، همان طور پر حرف ، همان طور ساکت ، همان طور غُرغُرو و همان طور شلخته ! آدمی که وقت ِ آمدنش آرام شوی و مثل چشمه از حرفهای نگفته قُل قُل کنی و بجوشی ... آدمی که ساعت ِ دیدارش بخواهی بدوی جلوی آینه که " نکند مقبولش نباشم " آدم ِ تو نیست !
توی زندگی هر کس ، یک نفر بخصوص باید باشد ...
آدمها توی یک زندگی یک نفر بخصوص را میخواهند که برایش درد دل کنند ، بیآنکه بترسند ، بیآنکه هراس داشته باشند از حرفهایشان یک نفر که آنها را همان طور که هستند دوست داشته باشد ، همان طور غمگین ، همان طور شیطان ، همان طور پر حرف ، همان طور ساکت ، همان طور غُرغُرو و همان طور شلخته ! آدمی که وقت ِ آمدنش آرام شوی و مثل چشمه از حرفهای نگفته قُل قُل کنی و بجوشی ... آدمی که ساعت ِ دیدارش بخواهی بدوی جلوی آینه که " نکند مقبولش نباشم " آدم ِ تو نیست !
توی زندگی هر کس ، یک نفر بخصوص باید باشد ...
- ۳.۵k
- ۰۸ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط