{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌

دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌گیرند.
یکی از شیرها به یک پارک جنگلی پناه می‌برد، اما به محض آن‌که بر اثر فشار گرسنگی رهگذری را می‌خورد به دام می‌افتد.
ولی شیر دوم موفق می‌شود چند ماهی در آزادی به سر ببرد و هنگامی هم که گیر می‌افتد و به باغ وحش بازگردانده می‌شود حسابی چاق و چله است.
شیر نخست که در آتش کنجکاوی می‌سوخت از او پرسید: «کجا پنهان شده بودی که این همه مدت گیر نیفتادی؟!
شیر دوم پاسخ می‌دهد: «توی یکی از ادارات دولتی». هر سه روز در میان یکی از کارمندان اداره را می‌خوردم و کسی هم متوجه نمی‌شد !!!
«پس چطور شد که گیر افتادی؟!!!
شیر دوم پاسخ می‌دهد: «اشتباها آبدارچی را خوردم» چون تنها کسی بود که کاری انجام میداد و غیبت او را متوجه شدند.

بر گرفته از:
کتاب توسعه یا چپاول
نوشته :
پیتر اوانز
دیدگاه ها (۲)

پیامک شوهر به زن : آروم باش ، نترسیا من از پله های اداره افت...

گزینه شما کدومه ؟؟

؟؟

شرح در متن

لطیفه جالبی بین مردم برزیل رواج دارد که نگرشی در قبال کارهای...

لطیفه جالبی بین مردم برزیل رواج دارد که نگرشی در قبال کارهای...

لطیفه جالبی بین مردم برزیل رواج دارد که نگرشی در قبال کارهای...

دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌گیر...

💎 دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌...

فیلم صفر تا صد سرقت مسلحانه از شعبه بانک سپه در مشهد/خبرسرعت...

.دهها توریست سوار بر اتومبیل ها از جاده ای در میان پارک حیات...

کتاب قصه‌های من و بابام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

«سقوطِ در ترازِ اختلاس؛ فروپاشیِ نظمِ زرسالار — بهرام محمدی»...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط