{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لطیفه جالبی بین مردم برزیل رواج دارد که نگرشی در قبال کار

لطیفه جالبی بین مردم برزیل رواج دارد که نگرشی در قبال کارهای دولتی به دست می‌دهد.
دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌گیرند.
یکی از شیرها به یک پارک جنگلی پناه می‌برد، اما به محض آن‌که بر اثر فشار گرسنگی رهگذری را می‌خورد به دام می‌افتد.
ولی شیر دوم موفق می‌شود چند ماهی در آزادی به سر ببرد و هنگامی هم که گیر می‌افتد و به باغ وحش بازگردانده می‌شود حسابی چاق و چله است.
شیر نخست که در آتش کنجکاوی می‌سوخت از او پرسید: «کجا پنهان شده بودی که این همه مدت گیر نیفتادی؟!
شیر دوم پاسخ می‌دهد: «توی یکی از ادارات دولتی». هر سه روز در میان یکی از کارمندان اداره را می‌خوردم و کسی هم متوجه نمی‌شد !!!
«پس چطور شد که گیر افتادی؟!!!
شیر دوم پاسخ می‌دهد: «اشتباها آبدارچی را خوردم» چون تنها کسی بود که کاری انجام میداد و غیبت او را متوجه شدند.

منبع: کتاب توسعه یا چپاول
نوشته : پیتر
دیدگاه ها (۳)

اين بهترين و واقعي ترين توصيف از واژه ى 'دوست' است كه تاكنون...

# خداوندا روزت مبارك...روز عشق را فقط به تو مي توان تبريك گف...

اوﺝ ﻣـﺮﺩﺍﻧﮕـﯽ ﻧﺴﻞ ﺟﺪﯾـﺪ ﺭﺍ ﻭﻗﺘـﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ:پسری با ﻧﺎﺯﮎ...

سردار اسد بختیاری در خاطراتش میگوید: من هیچوقت گریه نکردم چو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط