{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💎 دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش

💎 دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌گیرند ،
یکی از شیرها به یک پارک جنگلی پناه می‌برد ، اما به محض آن‌که بر اثر فشار گرسنگی رهگذری را می‌خورد به دام می‌افتد!

ولی شیر دوم موفق می‌شود چند ماهی در آزادی به سر ببرد و هنگامی هم که گیر می‌افتد و به باغ وحش بازگردانده می‌شود حسابی چاق و چله است!؟

شیر نخست که در آتش کنجکاوی می‌سوخت از او پرسید : کجا پنهان شده بودی که این همه مدت گیر نیفتادی؟!

شیر دوم پاسخ می‌دهد :
توی یکی از ادارات دولتی!!

هر سه روز در میان یکی از کارمندان اداره را می‌خوردم و کسی هم متوجه نمی‌شد ،
پس چطور شد که گیر افتادی؟!
شیر دوم پاسخ می‌دهد : اشتباها آبدارچی را خوردم چون تنها کسی بود که کاری انجام میداد و غیبت او را متوجه شدند!
دیدگاه ها (۳)

💎 حاج آقا رو منبر داشت در مورد حلال و حرام صحبت میکرد که چنی...

باهوشا جواب بدین😊

💎 گفته اند اسبی به بیماری گرفتار آمد و پشت دروازه شهر بیفتاد...

💎 روزی دم یک روباه در حادثه ای قطع شد،روباه های گروه پرسیدند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط