غزل عاشقانه زیبا.....

غزل عاشقانه زیبا.....
ديشب از پنجره بوي خوش يارم آمد
چه خنك شيوه ي او سوي شرارم آمد
آسمان شبم امشب همه روشن باشد
كه به من روشني چشم نگارم آمد
سوي معشوقه ي خود تا كه دري بگشودم
در مينو به حوالي ديارم آمد
با چنين خوش دلي من چه دگر بايد گفت
آنكه پي مي زدم اكنون به كنارم آمد
چه شد امشب كه شب غمزده ام زيبا شد
روي آرامش چشم و دل زارم آمد
ما كه با پاي پياده به رهش مي رفتيم
به چه سان در ره اين خانه سوارم آمد
از صدي تير كه در ظلمت شب ها زده ام
آهوي بخت من امشب به شكارم آمد
دل كه در كار غمم بوده چه خوشحالم كرد
آن كه خوار آمده امروز به كارم آمد
تن من در قفس پوست نخواهد گنجيد
زين گشايش كه در احوال قمارم آمد
قرعه ي شانس كه امشب رخ هامون را ديد
تا كه آمد همه آرام و قرارم آمد....
دیدگاه ها (۱)

.. وقتِ خلوت با خدا.🤲🙏بسم‌الله الرحمن الرحیمخدایا...در این س...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۱۵

رفتار سرد

چون صید به دام تو به هرلحظه شکارم ای طرفه نگارم از دوری صیاد...

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم، ای طرفه نگارماز دوری صیّ...

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارمای طرفه نگارماز دوری صیاد ...

َ            🍃🌹♥️  بنـدِ عشــق ...  ♥️🌹🍃          چنان  در ب...

اکنون که شدی دلبر ومعشوق و نگارم جز چشم و دلم فرش ره تونگذار...

اکنون که شدی دلبر ومعشوق و نگارم جز چشم و دلم فرش ره تونگذار...

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط