{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم، ای طرفه نگارم

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم، ای طرفه نگارم
از دوری صیّــــاد دگـــــر تاب نـــدارم، رفتست قـــــــرارم

چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم
تا دام در آغـــــوش نگیــــرم، نگرانــــــم

از ناوک مژگان چو دو صد تیر پــــرانی، بر دل بنشانی
چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی، وای از شب تارم

در بنـــد و گــــرفتار بـــــر آن سلسله مــــــویم
از دیده ره کوی تو با اشک بشویم، با حال نزارم

بـــرخیز که داد از من بیچاره ستـانی
بنشین که شرر بر دل تنگم بنشانی

تا آن لب شیرین به سخن بازگشایی، خوش جلوه نمایی
ای بــــرده امان از دل عشاق کجایی، تا خاطره سازم

گــر بوی تو را باد به منزل برساند، جانم برهاند
ورنه ز وجودم اثری هیچ نماند، جز گرد و غبارم
دیدگاه ها (۱)

بی تو ای مونس جان با دل رسوا چکنمبار مردم چه کشم با من تنها ...

بیستون هیچ،دماوند اگر سد بشودچشم تو قسمت من بوده و باید بشود...

باید به حکم عقل کند دوری اختیاراینجا که می رسم به کفم اختیار...

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارمای طرفه نگارماز دوری صیاد ...

چون صید به دام تو به هرلحظه شکارم ای طرفه نگارم از دوری صیاد...

صید و دام و صیاد

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم ای ترفه نگارهاز دوری صیاد...

.....ای مالک قلبمچون صید به دام تو به هر لحظه شکارمای طرفه ن...

چون صید به دام تو ، هر لحظه شکارمای طرفه نگارم‍....چون آهوی ...

📝 چون صید به دام تو به هر لحظه شکارمای طرفه نگارماز دوری صیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط