یه روزی میرسه بی اختیارعکسامونگاه میکنی
یه روزی میرسه بی اختیارعکسامونگاه میکنی
اشک توچشات حلقه میزنه. . .
بعدزیرلب باخودت میگی:
دلم واسه همه دیوونه بازیات لوس شدنات بچه شدنات قهرکردنات شیطونیات تنگ شده
بعدپامیشی لباستوعوض میکنی ومیری یه شاخه گل میخری میای پیشم;
وقتی اومدی پیشم . . .
زانومیزنی دستاتو مشت میکنی میگی:لعنتی پاشو;برگرد. . .دیگه نمیتونم بی توبمونم
امافقط باسکوت من مواجه میشی!!!!
ازجات پامیشی گل رومیزاری سرخاکم بعدمیری. . .
بازهم فرداتکرارمیشه . . .
کاش قبل ازمردنم غرورتومیزاشتی زیرپات.
اشک توچشات حلقه میزنه. . .
بعدزیرلب باخودت میگی:
دلم واسه همه دیوونه بازیات لوس شدنات بچه شدنات قهرکردنات شیطونیات تنگ شده
بعدپامیشی لباستوعوض میکنی ومیری یه شاخه گل میخری میای پیشم;
وقتی اومدی پیشم . . .
زانومیزنی دستاتو مشت میکنی میگی:لعنتی پاشو;برگرد. . .دیگه نمیتونم بی توبمونم
امافقط باسکوت من مواجه میشی!!!!
ازجات پامیشی گل رومیزاری سرخاکم بعدمیری. . .
بازهم فرداتکرارمیشه . . .
کاش قبل ازمردنم غرورتومیزاشتی زیرپات.
- ۱.۸k
- ۱۸ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط