{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روزی میرسه بی اختیارعکسامونگاه میکنی

یه روزی میرسه بی اختیارعکسامونگاه میکنی
اشک توچشات حلقه میزنه. . .
بعدزیرلب باخودت میگی:
دلم واسه همه دیوونه بازیات لوس شدنات قهرکردنات شیطونیات تنگ شده
بعدپامیشی لباستوعوض میکنی ومیری یه شاخه گل میخری میای پیشم;
وقتی اومدی پیشم . . .
زانومیزنی دستاتو مشت میکنی میگی:لعنتی پاشو;برگرد. . .دیگه نمیتونم بی توبمونم
امافقط باسکوت من مواجه میشی!!!!
ازجات پامیشی گل رومیزاری سرخاکم بعدمیری...
دیدگاه ها (۱)

یه روزی میرسه بی اختیارعکسامونگاه میکنی اشک توچشات حلقه میزن...

یه روزی میرسه بی اختیارعکسامونگاه میکنی . . .اشک توچشات حلقه...

یه روزی میرسه بی اختیارعکسامونگاه میکنی اشک توچشات حلقه میزن...

یه روزی میرسه بی اختیارعکسامونگاه میکنی اشک توچشات حلقه میزن...

به روزی میرسه بی اختیار عکسامو نگاه میکنی ؛ اشک تو چشات حلقه...

یه روزی میرسه بی اختیار عکسامو نگاه میکنی اشک تو چشمات حلقه ...

یه روزی میرسه بی اختیار عکسامو نگاه میکنی اشک توی چشمات حلقه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط