یه روزی میرسه بی اختیارعکسامونگاه میکنی

یه روزی میرسه بی اختیارعکسامونگاه میکنی
اشک توچشات حلقه میزنه. . .
بعدزیرلب باخودت میگی:
دلم واسه همه دیوونه بازیات لوس شدنات قهرکردنات شیطونیات تنگ شده
بعدپامیشی لباستوعوض میکنی ومیری یه شاخه گل میخری میای پیشم;
وقتی اومدی پیشم . . .
زانومیزنی دستاتو مشت میکنی میگی:لعنتی پاشو;برگرد. . .دیگه نمیتونم بی توبمونم
امافقط باسکوت من مواجه میشی!!!!
ازجات پامیشی گل رومیزاری سرخاکم بعدمیری. . .
بازهم فرداتکرارمیشه . . ..
منم یه روز " عزیز " میشم . . .

همون روزی که با لباس مشکی میای سر خاکم . . . !

پیش خودت میگی : . . .

ای کاش حداقل یه بدی ای در حقم میکردی که الان که سر خاکتم انقدر شرمنده نباشم . . .
سکـــــــــــــــــــوت کردم که غــــــــــــــــــــرورم نشکند...

غرورم نشکست...!

دلم نابـــــــــــــــــــــــــــــــــــــود شد...........!!!
ﻋﺠﺐ ﺧﯿﺎﻁ ﻧﺎﻣﺮﺩﯾﺴﺖ ﺩﻧﯿﺎ!
ﺩﻝ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺗﻨﮓ ﻧﺪﻭﺧﺖ
دیدگاه ها (۱۰)

بَعضی وَقتا بایَد مِثه مَن تَنهــــــا باشی، تَنهایِ تَنها.....

مــــــــــآٓ خَرآٓبِـ رَفْـیـــٌـق بُودیـــــــم ...

خدا جون سلام،،،،،میگن امشب از همیشه نزدیک تری،میگن امشب صدای...

ﺏ ﺳﻼ‌ﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺗﻪِ ﺗﻪِ ﻣﻌﺮﻓـــــــــــــــــﺖ ﺍﮔﻪ ﻧﺒﺎﺷﻢ، ﺑ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط