{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم

یک بوسه از آن لپ تو با ناز گرفتم

خود را که به آن راه زدی باز گرفتم

انگشت تعجب زده ات را که گزیدی

لبهای خجالت زده را گاز گرفتم
دیدگاه ها (۴)

حضرت یار

پارت 23 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍که هیون اومد و رفت همه اتاق هارو...

خانه‌ای که نباید باز می‌شدباران شدیدی می‌بارید.ات از پشت شیش...

شُدم پیر و نجستم خانه ات راندیدم    گوهرِ    یکدانه ات رانچی...

رمان تو خود منی

{خوانواده بی ارامش }

𝓹𝓪𝓻𝓽۳۳ـــــویو یکم بعدگوشی ات زنگ میخوره و نامجون سریع می‌ره...

سناریوی قفل آبی پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط