{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شُدم پیر و نجستم خانه ات را

شُدم پیر و نجستم خانه ات را
ندیدم    گوهرِ    یکدانه ات را
نچیدم    بوسه   از  باغ  لبانت
ندیدم   پُر کنی  پیمانه ات را
کنارِ   کوچه  و بی تو نشستم
بیا بنگر   شبِ   دیوانه ات  را
خودم دیدم که باز وبسته کردی
به رؤیا وان لبِ پُر دانه ات را
تنم   از   آتشت ، آتش  گرفته
رها  کن  آتشِ ،  ویرانه ات را...🦋🦋

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

روزگار از من تو را میخواهد اما نیستیهر طرف رو میکنم اینجا و ...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

چگونه بال زنم تا به ناکجا که تویی؟ بلند می پرم اما، نه آن هو...

در انتهای این کوچهٔ بارانیکه نفس های خستهٔ شهرپشت پنجره های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط