❤️❤️❤️❤️❤️

❤️❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️❤️
❤️❤️❤️
❤️❤️
❤️

روزی دلت ،با یادِ من، دیوانه خواهد شد
زین پس دلت از آنِ یک بیگانه خواهد شد

عشق مرا از قلب خود بیرون کنی ، آنگاه
در قلبت او رندانه صاحب‌ خانه خواهد شد

دستِ تو را در دستِ او ، روزی که من بینم
آن روز، دنیا بر سرم ویرانه خواهد شد

شور و شری بین من و تو روزگاری بود
آن روزهای خوش دگر افسانه خواهد شد

من سعی کردم بهترین باشم برای تو
امروز از من بهتر، آن بیگانه خواهد شد

اما زمین گرد است ، این را خوب می‌دانم
روزی دلت ،با یادِ من، دیوانه خواهد شد
دیدگاه ها (۴)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

پروانه جان

پارت: 18 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*زین خندید. یه خنده‌ی کوتاه...

لطفا برگرد عزیزم بدون تو اینجا هیچ معنایی ندارد.برگرد... نه ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که ؛ هر روز با قطار از روستا...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخربخش۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط