دین نوسازی های زرتشت - بخش یک
دین نوسازی های زرتشت - بخش یک
___________________________
زرتشت ، در پیرامون سال 1710 پ. {پیشازادروز}(قبل میلاد) ، بهرهگیری از تندیس (مجسمه) ، در دین «مزدا یسنا» را ، کنار گذاشت . در گستردهگوئی (توضیح) این جستار (موضوع) باید گفت که:
مینوی (معنی) «مزدا یسنا» ، «مزدا پرستی» میباشد ؛ و مینوی (معنی) «مزدا» ، آن سازوکاری (مکانیزمی) در سرشت (طبیعت) است که خودکارانه (بطور خودکار) ناترازی (عدم تعادل) پدید آمده در خود را ، از میان میبرد و ترازی (تعادل) ، را دوباره در خود ، پدید میآورد . پس یک «مزدا یسنائی» ، همواره باید پشتیبان ترازی (تعادل) باشد ؛ ولی اینکه مردم بدانند که باید بمانند سرشت (طبیعت) پشتیبان ترازی (تعادل) باشند ، بسندگی ندارد (کافی نیست) ؛ بلکه مردم باید برونینمونگان (مصادیق) «ترازی» (تعادل) را نیز بدانند ؛ بنمونه (مثلا) ، «ترازی» (تعادل) در بهرهبرداری از خاک ، «ترازی» (تعادل) در بهرهبرداری از آب ، «ترازی» (تعادل) در «همسریکردن» (ازدواج) را بدانند.
امروزه مسلمانان ، اگر دربارهء فرمانهای (احکام) دینی ، پرسشی داشته باشند ؛ نوشتار (کتاب) «توضیح المسائل» خودشان را باز می کنند ، و پاسخ آن پرسش خودشان را می خوانند ، و سپس برپایهء دستوراتی که در «توضیح المسائل» خوانده اند ، کنش (عمل) می کنند . به این شیوه ، دینشناسان (روحانیون) مسلمان ، از راه چاپ «توضیح المسائل» و فروش آن به مردم ، با مسلمانان ، رهمندی (ارتباط) بایدی (لازم) را برپا (برقرار) میکنند . ولی در سال 3500 پیشازادروز (قبلمیلاد) ، که هنوز «فن نوشتن» نوآوری نشده بود ، موبدان (روحانیون) دین «مزدا یسنا» ، راهی را نوآوری کردند که بشود با آن ، رهمندی (ارتباط) میان موبدان (روحانیون) «مزدا یسنا» و مردم ، برپا (برقرار) بشود . این موبدان ، برای هر گروه از «فرمانهای (احکام) دینی» ، یک تندیس (مجسمه) ویژه ساختند ، و این تندیسها را در «نیایشگاه» گذاشتند ؛ و بنابراین ، شهروندانی که دربارهء یکی از فرمانهای (احکام) دینی ، پرسشی داشتند ، به «نیایشگاه» میرفتند و در کنار تندیس رهمند (مرتبط) با پرسش خودشان می ایستادند . موبدی که در «نیایشگاه» بود ، به کنار تندیسی می رفت ، که مردم بیشتری در جلوی آن ایستاده بودند ؛ و سپس ، به پرسشهای آنها پاسخ میداد ؛ و به این شیوه ، رهمندی (ارتباط) مردم با دینشناسان (روحانیون) زرتشتی ، برپا (برقرار) میشد ؛ و مردم ، پاسخ پرسشهای خود ، دربارهء فرمانهای (احکام) دینی را می یافتند و میرفتند تا آن دستورات دینی را به کنش (اجرا) در آورند.
ولی «سامی تبارها» ، که «ابراهیم» یکی از آنها بود ، از آنجا که دشمن «ایرانیتبارها» بودند ، ادعا کردند که «ایرانیتبارها» ، این تندیسها را خدای خود میدانند و آنها را میپرستند ؛ درحالیکه این تندیسها تنها نشانههائی (آرمهائی) بودند برای گروهی از «فرمانهای (احکام) دینی» ؛ و «خدا» از دید «مزدا یسنائیها» ، «سازوکار خودبازترازساز سرشت» (مکانیزم خوددوبارهمتعادلساز طبیعت) ، بوده است.
باید دانست که «ایرانیتبارها» ، یا همان ایلامیها و سومریان ، پیشرفتهترین هومنهای (انسانهای) «جهان آنهنگام» بودهاند ؛ و سامیتبارها ، که مردمانی پیشرفتنکرده ، و بیدین بودهاند ، همواره به «ایرانیتبارها» ، رشک (حسادت) میورزیدهاند . بنمونه (مثلا) سامیتبارها که مردمانی بیدین بودند ، از اینکه میدیدند که «ایرانیتبارها» ، دارای دینی پیشرفته بنام «مزدا یسنا» هستند ، ناخرسند بودند.
در سال 2100 پیشازادروز (قبلمیلاد) ، ایرانیتبارها ، یا همان «ایلامیان و سومریان» ، «فن نوشتن» را نوآوری کردند ؛ و پس از گذشت 400 سال از این هنگام ، و رسیدن به سال 1710 پیشازادروز (قبلمیلاد) ؛ با رونهش (با توجه) به انگی (تهمتی) که سامیتبارها ، و از آن میان ، «ابراهیم» ، به «ایرانیتبارها» زده بودند ، و «ایرانیتبارها» را «بتپرست» خوانده بودند ؛ این «تندیسها» ، به دستور «زرتشت» ، از دین «مزدا یسنا» کنار گذاشته شدند ، و بجای بکارگیری «تندیسها» ، بهرهبرداری از «پهنکهائی (لوحههائی) سفالی» ، که بر روی هرکدام ازآنها ، سرنام (عنوان) یکی از «گروه دستورات (احکام) دینی» نوشته شده بود ، آغاز شد . برای روشن شدن یاد (ذهن) شما ، باید بگویم که یک نمونه از «گروه دستورات (احکام) دینی» ، «گروه دستورات (احکام) دینی رهمند (مرتبط) با همسری کردن» میباشد.
___________________________
زرتشت ، در پیرامون سال 1710 پ. {پیشازادروز}(قبل میلاد) ، بهرهگیری از تندیس (مجسمه) ، در دین «مزدا یسنا» را ، کنار گذاشت . در گستردهگوئی (توضیح) این جستار (موضوع) باید گفت که:
مینوی (معنی) «مزدا یسنا» ، «مزدا پرستی» میباشد ؛ و مینوی (معنی) «مزدا» ، آن سازوکاری (مکانیزمی) در سرشت (طبیعت) است که خودکارانه (بطور خودکار) ناترازی (عدم تعادل) پدید آمده در خود را ، از میان میبرد و ترازی (تعادل) ، را دوباره در خود ، پدید میآورد . پس یک «مزدا یسنائی» ، همواره باید پشتیبان ترازی (تعادل) باشد ؛ ولی اینکه مردم بدانند که باید بمانند سرشت (طبیعت) پشتیبان ترازی (تعادل) باشند ، بسندگی ندارد (کافی نیست) ؛ بلکه مردم باید برونینمونگان (مصادیق) «ترازی» (تعادل) را نیز بدانند ؛ بنمونه (مثلا) ، «ترازی» (تعادل) در بهرهبرداری از خاک ، «ترازی» (تعادل) در بهرهبرداری از آب ، «ترازی» (تعادل) در «همسریکردن» (ازدواج) را بدانند.
امروزه مسلمانان ، اگر دربارهء فرمانهای (احکام) دینی ، پرسشی داشته باشند ؛ نوشتار (کتاب) «توضیح المسائل» خودشان را باز می کنند ، و پاسخ آن پرسش خودشان را می خوانند ، و سپس برپایهء دستوراتی که در «توضیح المسائل» خوانده اند ، کنش (عمل) می کنند . به این شیوه ، دینشناسان (روحانیون) مسلمان ، از راه چاپ «توضیح المسائل» و فروش آن به مردم ، با مسلمانان ، رهمندی (ارتباط) بایدی (لازم) را برپا (برقرار) میکنند . ولی در سال 3500 پیشازادروز (قبلمیلاد) ، که هنوز «فن نوشتن» نوآوری نشده بود ، موبدان (روحانیون) دین «مزدا یسنا» ، راهی را نوآوری کردند که بشود با آن ، رهمندی (ارتباط) میان موبدان (روحانیون) «مزدا یسنا» و مردم ، برپا (برقرار) بشود . این موبدان ، برای هر گروه از «فرمانهای (احکام) دینی» ، یک تندیس (مجسمه) ویژه ساختند ، و این تندیسها را در «نیایشگاه» گذاشتند ؛ و بنابراین ، شهروندانی که دربارهء یکی از فرمانهای (احکام) دینی ، پرسشی داشتند ، به «نیایشگاه» میرفتند و در کنار تندیس رهمند (مرتبط) با پرسش خودشان می ایستادند . موبدی که در «نیایشگاه» بود ، به کنار تندیسی می رفت ، که مردم بیشتری در جلوی آن ایستاده بودند ؛ و سپس ، به پرسشهای آنها پاسخ میداد ؛ و به این شیوه ، رهمندی (ارتباط) مردم با دینشناسان (روحانیون) زرتشتی ، برپا (برقرار) میشد ؛ و مردم ، پاسخ پرسشهای خود ، دربارهء فرمانهای (احکام) دینی را می یافتند و میرفتند تا آن دستورات دینی را به کنش (اجرا) در آورند.
ولی «سامی تبارها» ، که «ابراهیم» یکی از آنها بود ، از آنجا که دشمن «ایرانیتبارها» بودند ، ادعا کردند که «ایرانیتبارها» ، این تندیسها را خدای خود میدانند و آنها را میپرستند ؛ درحالیکه این تندیسها تنها نشانههائی (آرمهائی) بودند برای گروهی از «فرمانهای (احکام) دینی» ؛ و «خدا» از دید «مزدا یسنائیها» ، «سازوکار خودبازترازساز سرشت» (مکانیزم خوددوبارهمتعادلساز طبیعت) ، بوده است.
باید دانست که «ایرانیتبارها» ، یا همان ایلامیها و سومریان ، پیشرفتهترین هومنهای (انسانهای) «جهان آنهنگام» بودهاند ؛ و سامیتبارها ، که مردمانی پیشرفتنکرده ، و بیدین بودهاند ، همواره به «ایرانیتبارها» ، رشک (حسادت) میورزیدهاند . بنمونه (مثلا) سامیتبارها که مردمانی بیدین بودند ، از اینکه میدیدند که «ایرانیتبارها» ، دارای دینی پیشرفته بنام «مزدا یسنا» هستند ، ناخرسند بودند.
در سال 2100 پیشازادروز (قبلمیلاد) ، ایرانیتبارها ، یا همان «ایلامیان و سومریان» ، «فن نوشتن» را نوآوری کردند ؛ و پس از گذشت 400 سال از این هنگام ، و رسیدن به سال 1710 پیشازادروز (قبلمیلاد) ؛ با رونهش (با توجه) به انگی (تهمتی) که سامیتبارها ، و از آن میان ، «ابراهیم» ، به «ایرانیتبارها» زده بودند ، و «ایرانیتبارها» را «بتپرست» خوانده بودند ؛ این «تندیسها» ، به دستور «زرتشت» ، از دین «مزدا یسنا» کنار گذاشته شدند ، و بجای بکارگیری «تندیسها» ، بهرهبرداری از «پهنکهائی (لوحههائی) سفالی» ، که بر روی هرکدام ازآنها ، سرنام (عنوان) یکی از «گروه دستورات (احکام) دینی» نوشته شده بود ، آغاز شد . برای روشن شدن یاد (ذهن) شما ، باید بگویم که یک نمونه از «گروه دستورات (احکام) دینی» ، «گروه دستورات (احکام) دینی رهمند (مرتبط) با همسری کردن» میباشد.
- ۴.۴k
- ۱۴ آذر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط