.
.
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شبها ، چه سحر ها دارم
با تو ای راهزن دل ، چه سفر ها دارم
گرچه از خود خبرم نیست ، خبرها دارم
تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مراغافل از اندیشه فردا کردی
باز هم گرم از این آتش جانسوز تو ام
سرخوش از آه وغم و درد شب و روز توام
شکوه بیجاست ، مرا کشتی و جانم دادی
آنچه از بخت طمع داشتم ، آنم دادی
کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آن دلی کز تو نلرزد ، به چه ارزد ای عشق
عماد خراسانی
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شبها ، چه سحر ها دارم
با تو ای راهزن دل ، چه سفر ها دارم
گرچه از خود خبرم نیست ، خبرها دارم
تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مراغافل از اندیشه فردا کردی
باز هم گرم از این آتش جانسوز تو ام
سرخوش از آه وغم و درد شب و روز توام
شکوه بیجاست ، مرا کشتی و جانم دادی
آنچه از بخت طمع داشتم ، آنم دادی
کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آن دلی کز تو نلرزد ، به چه ارزد ای عشق
عماد خراسانی
- ۴.۲k
- ۲۱ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط