{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شبها ، چه سحر ها دارم

با تو ای راهزن دل ، چه سفر ها دارم
گرچه از خود خبرم نیست ، خبرها دارم

تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مراغافل از اندیشه فردا کردی

باز هم گرم از این آتش جانسوز تو ام
سرخوش از آه وغم و درد شب و روز توام

شکوه بیجاست ، مرا کشتی و جانم دادی
آنچه از بخت طمع داشتم ، آنم دادی

کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آن دلی کز تو نلرزد ، به چه ارزد ای عشق

عماد خراسانی
دیدگاه ها (۲)

.عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کرده ا...

.باران که می بارد جدایی درد دارددل کندن از یک آشنایی درد دار...

.مرا راه گلو ای بغض غم، وا می کنی یا نهبرایم چاره ای جز گریه...

من گرفتار و تو در بند رضای دگرانمن ز درد تو هلاک و تو دوای د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط