{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم
یادگار از تو چه شبها، چه سحرها دارم

تو مرا واله و آشفته و رسوا کردی
تو مرا غافل از اندیشه فردا کردی

گرچه ای عشق شکایت ز تو چندان دارم
که به عمری نتوانم همه را بشمارم

باز هم گرم از این آتش جانسوز توام
سرخوش از آه و غم و درد شب و روز توام

کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق
آن دلی کز تو نلرزد به چه ارزد ای عشق
دیدگاه ها (۶۵)

به سرمای زمستان نیز گُر می‌گیرم از مستیکه شولاها به تن از پی...

دور از نشاط ھستی و غوغای زندگیدل با سكوت و خلوت غم خو گرفته ...

ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و می‌دانمچرا بیهوده می‌گوئی، د...

آخر گشوده شد ز هم آن پرده های رازآخر مرا شناختی ای چشم آشناچ...

لحظاتتون عاشقونه ❣️عشق یعنی:(((نفست بند یکی باشد و بسنگهت جز...

نقشه ایرانم بانمک ایران همیشه پیروز من

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزارا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط