.

.
موشی در خانه تله موش دید،
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد
همه گفتند؛
تله موش مشکل توست،
به ما ربطی ندارد !
ماری در تله افتاد و زن خانه را گزید،
از مرغ برایش سوپ درست کردند،
گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند،
گاو را برای مراسم ترحیم کشتند
و تمام این مدت،
موش از سوراخ دیوار،
می نگریست و می گریست...!

"نگید به ما ربطی نداره"

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

🐀موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش ديد. به 🐓 مرغ و 🐑 گوسفند و ...

#داستان #خاطره‌_انگیز #نوستالژیک **«حسنک کجایی؟»** (سال‌ها ی...

موشی درخانه تله موش دید، به مرغ وگوسفند و گاو خبر داد و همه ...

موشی در مزرعه تله موشی دید، به مرغ و گوسفند و گاو خبرداد...آ...

موشی در خانه،تله موش دیدبه مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گف...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید! به مرغ،گوسفند و گاو خبر...

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید؛به مرغ و گوسفند و گاو ...

حکایت موش و صاحب خانه!موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید ؛ ...

موشی در خانه ی صاحب مزرعه تله موش دید؛به مرغ و گوسفند و گاو ...

موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید.به مرغ و گوسفند و گاو خب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط