. هیچ میدانی که شب شد من شدم ،دیوانه ات
. هیچ میدانی که شب شد من شدم ،دیوانه ات
بی سر و سامان شدم اواره در ویرانه ات
ن.
هیچ میدانی که در قلبم شدی سلطان عشق
مست مِی بودم مرا راندی تو از میخانه ات
هیچ میدانی قسم خوردم که ﻣﺠﻨﻮﻧﺖ ﺷﻮﻡ ﻟﻴﻠﻲ ﻣﻦ
مو پریشان کرده ای دانی شوم من شانه ات
خوب دانستی که من دیوانهء شهر تواﻡ
گم شدم یا گم نمودم من مسیرخانه ات
خوب فهمیدی که درقلبم حکومت میکنی
پر نمودم از شرابی ناب من پیمانه ات
رسم عاشق این نباشددل زدلبر بشکند
شب شدو من بازهم دیوانه ام،دیوانه ات
بی سر و سامان شدم اواره در ویرانه ات
ن.
هیچ میدانی که در قلبم شدی سلطان عشق
مست مِی بودم مرا راندی تو از میخانه ات
هیچ میدانی قسم خوردم که ﻣﺠﻨﻮﻧﺖ ﺷﻮﻡ ﻟﻴﻠﻲ ﻣﻦ
مو پریشان کرده ای دانی شوم من شانه ات
خوب دانستی که من دیوانهء شهر تواﻡ
گم شدم یا گم نمودم من مسیرخانه ات
خوب فهمیدی که درقلبم حکومت میکنی
پر نمودم از شرابی ناب من پیمانه ات
رسم عاشق این نباشددل زدلبر بشکند
شب شدو من بازهم دیوانه ام،دیوانه ات
- ۱.۷k
- ۲۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط