تکواندوکار بودن یعنی رسیدن ب غیر ممکن ها .

تکواندوکار بودن یعنی رسیدن ب غیر ممکن ها .
تکواندوکار بودن یعنی همیشه از خانواده دور بودن.
تکواندوکار بودن یعنی نا امید شدن در اوج سختی .تکواندوکار‌بودن یعنی تشنگی کشیدن زیر گرمای ظهر تابستون تو سالن باشگاه.
تکواندوکار بودن یعنی آینده ی بدون تضمین .
تکواندوکار بودن یعنی زندگی تو محدودیت .
تکواندوکار بودن یعنی ترس از مصدومیت .
تکواندوکار بودن یعنی ب عشق نرسیدن .
تکواندوکار بودن یعنی تست کوپر،یعنی دوییدن و لاکتیک،یعنی سرکوفت خوردن از پدر ،یعنی دلهره ی مادر ،یعنی آس و پاس بودن .
تکواندوکار بودن یعنی دور ترین هدف .
تکواندوکار بودن یعنی نابود شدن استعداد .
در آخر میگم تکواندوکار شدن
گاو نر میخواهد و مرد کهن
تکواندوکار یعنی :
وقتی اومدی بری تو زمین ; باید قـــید قیافتو هم بزنی.... چون معلوم نیست که صورتت چه آسیبایی میبینه....
تکواندوکار یعنی; بخاطر این که به تمرینت برسی, کلاسای دانشگاهتو بپیچونی...
تو بدترین شرایط باید با بهترین روحیه بازی کنی, حتی وقتی عزیزی رو از دست دادی...
تکواندوکار یعنی ; هر کسی حاضر نیست با موقعیتت بسازه و باهات زندگی کنه...
تکواندوکار یعنی......
دیدگاه ها (۶)

بچه‌ها حتی وقتی مشغول بازی‌ان، ممکنه مکالمه‌های بزرگ‌ترها رو...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.14سویون:لعنتی*گریه...

پارت ۴۴

مافیای من

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

#تک‌پارتیموضوع: (وقتی تولدشه)هان/ا.تروی صندلیش نشسته بود و غ...

پارت دوم فردا صبح، آفتاب پاییزی از ل...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 7۹از اتاق خارج شدن ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط