{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با منِ بی‌کسِ تنها شده، یارا تو بمان

با منِ بی‌کسِ تنها شده، یارا تو بمان
همه رفتند از این خانه، خدا را تو بمان
منِ بی‌برگِ خزان‌دیده، دگر رفتنی‌ام
تو همه بار و بری، تازه‌ بهارا تو بمان
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
بنگر این نقش بخون شسته، نگارا تو بمان
زین بیابان گذری نیست سواران را لیک
دل ما خوش بفریبی‌ست‌، غبارا تو بمان
هر دم از حلقۀ عشّاق‌، پریشانی رفت
"سایه‌"در پای تو چون موج دمی زار گریست
که سرِ سبز تو خوش باد، کنارا تو بمان
دیدگاه ها (۱۴)

با منِ بی‌کسِ تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه، خ...

با من بی کس تنها شده یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ر...

با من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ...

با من بی کس تنها شده یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ر...

تو بمانبا من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خا...

با من بی کس تنها شده، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا...

♨ ️شعر هوشنگ ابتهاج برای استاد #شهریار: با من بی‏کس تنها شد...

با منِ بی کسِ تنها شده یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا...

با من بی کس تنها شده ، یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه ، خ...

با من بی کَس تنها شده یارا تو بمانهمه رفتند از این خانه خدا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط