{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با منِ بی‌کسِ تنها شده، یارا تو بمان

با منِ بی‌کسِ تنها شده، یارا تو بمان
همه رفتند از این خانه، خدا را تو بمان
منِ بی‌برگِ خزان‌دیده، دگر رفتنی‌ام
تو همه بار و بری، تازه‌ بهارا تو بمان
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من
بنگر این نقش بخون شسته، نگارا تو بمان
زین بیابان گذری نیست سواران را لیک
دل ما خوش بفریبی‌ست‌، غبارا تو بمان
هر دم از حلقۀ عشّاق‌، پریشانی رفت
"سایه‌"در پای تو چون موج دمی زار گریست
که سرِ سبز تو خوش باد، کنارا تو بمان
دیدگاه ها (۵۱)

‍ رز،توبخندتاجسم سردم‌جان بگیرد،لبخند بزن‌این‌‌عشقمان‌سامان ...

قدَّم از بارِ جداییِ تو خم خواهد شدهمدمم بی تو فقط حضرتِ غم ...

ناگهان رفته از این پنجره! ناگاه بیاهمه شب منتظرم، منتظرت ماه...

دوباره شعر گفته‌ام، بخوان که سرد می‌شودبرس به داد قلب من، که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط