💞فراق یار💞

پاییز سرد و غمگین مرا بهار کن
فکری به حال منِ چشم انتظار کن

تقویم سیاه و یخ زده ام را ورق بزن
با برق چشمهای خودت ، زرنگار کن

اینبار از غروب غم انگیز خود بگو
راز شب سیاه مرا آشکار کن

همرنگ گشته زلف تو با روزگار من
فکری به حال تیرگی روزگار کن

آماده ی وصال تو با هر خطر شوم
اینک تمام زندگی ام را قمار کن

پشت مرا به خاک کشیدی ای مهربان من
بر این ستیز نا برابرمان افتخار کن

تقدیر را بهانه ی روزگار خود مکن
از سرنوشتِ رو به جدایی فرار کن

ماه و ستاره چشم تو را دید می زنند
فکری به حال این همه چشم انتظار کن

#بهزادغدیری ، شاعر کاشانی

#غزل #شعر #زیبامتن
#زیبا #همسرانه #سرنوشت
#کاشان #محرم #ایران
دیدگاه ها (۳)

نگرفتی خبــر از گمشده راهی گاهیکه بپرسی کمی از حال‌ تباهی گا...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت...

شاهکاری به نام دروغ

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 25لطفا اگه ممکنه که ...

مرا دریاب و از عشق خودت سرشار کن لطفاًو گاهی عشق خود را مثل ...

مرا دریاب... (غزل عاشقانه)

امشب بیا و حال مرا روبراه کنعمری ثواب کرده ای امشب گناه کنعا...

امشب بیا و حال مرا روبراه کنعمری ثواب کرده ای امشب گناه کنعا...

یک شب بیا و عشقِ مرا اشتباه کنفکری به حال و روز من بی پناه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط