{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زمستان زادگاهت

از زمستان زادگاهت
بکشانم به شهریور نگاهت
وقتی در آغوشت جا می شوم
گنجشکی ام که در فرودین قلبش تند می زند
چشمانم سرگردان اند و
خوب می دانم با لب هایت
برای شکارم تور پهن کرده ای
آهسته به تو نزدیک می شوم
از دام تو نمی ترسم
در آغوشت جا می گیرم
و تمام نگاهت را به خود می خوانم...

مرا به شهریور نگاهت بخوان


جمعه دوم شهریور 1397 ساعت بیست و دو : چهل و پنج دقیقه
این پست یکبار حذف شده نمیدونم چرا؟؟؟؟
1492
1486
دیدگاه ها (۱۲)

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ من فدای طعمِ شیرینِ لبِ قندت شومعاشق ِ...

نگاه خدا

دستم خواب رفته بود، دست راستم که گذاشته بودم زیر سرت و خوابت...

معظمه جهانشاهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط