{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ من فدای طعمِ شیرینِ لبِ قندت شوم

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ من فدای طعمِ شیرینِ لبِ قندت شوم
عاشق ِچشم ِقشنگ وطرحِ لبخندت شوم

پیشِ من از طاقِ ابروهای نازت قصه گو
تا خودم دیوانه ی ابرویِ پیوندت شوم

اینهمه خوردی قسم پیشم بمانی تا ابد
آمدم قربانِ تو با عهد و سوگندت شوم

نذر من کردی گلم آن گردن آویزت ولی
کاش میشد تا دمی بند ِ گلوبندت شوم

دامن کوتاه و گل دار ِ قشنگت را بپوش
با دو دستم حلقه ای جایِ کمربندت شوم

چادر ازسر وانکن میترسم ازچشمان ِشور
چادرت را واکنی باید که اسفندت شوم

قفل و زنجیر نگاهت را به چشمانم ببند
آفرینت گویم و پا بسته در بندت شوم

دلشوره دارم امشب، از عطرِ تن وُ پیراهنت
دست مرا محکم بگیر، می ترسم از گُم کردنت
ای عشق پنهانی! مرا تا پهنه ی رویا ببر
مخفی در آغوشت ولی تا آخرِ دنیا ببر
می لرزم اما لحظه را، با قصه قسمت می کنم
پنهان ز چشمِ دیگران، دل را به اسمت می کنم
آهسته در گوشم بگو، در شب تو می مانی وُ من
افسانه های کهنه را تنها تو می دانی وُ من
دست ِمرا محکم بگیر، می ترسم از گم کردنت
دلشوره دارم امشب از عطر تن و پیراهنت
❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤
دیدگاه ها (۱)

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌من کلبه ای از عشقم و ...

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ‌ بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواه...

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ کاش میشد که تو را مثل طلا آب کنمبتراشم ...

❤ ❤ ❤ نگاهم میکنی !!عمق چشمانت تمام مرا میکاود...لحظه به لحظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط