{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دمی با همدمی خرم

دمی با همدمی خرم
ز جانم بر نمی‌آید
دمم با جان برآید
چون که یک همدم نمی‌بینم

مرا رازیست اندر دل
به خون دیده پرورده

ولیکن با که گویم راز
چون محرم نمی‌بینم
دیدگاه ها (۱)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

غروب جمعه شد مولا، نمی‌دانم کجا هستی دعای جمعه می‌خوانم، نمی...

عاشقانه های شبنم

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

پیشگویی شهادت در شعر رهبر شهید،به نقل از آیت‌الله سیدمحمد عل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط