تغییر
(پارت پنجم)
«خیلیییییی بیشعورییییییییی!»
ناروتو بود که داشت داد میزد
یک ربع هست که بیدار شده و همش داره ساسکه رو کتک میزنه!
ساسکه دست ناروتو رو گرفت و گفت
«یعنی این بده؟»
ناروتو با حالتی کیوت گفت
«ارههههههه!!!»
ساسکه برای ناروتو یک سوئیشرت سیاه با شلوار نارنجی و تیشرتی سفید خریده بود اما ناروتو خوشش نیومد!
ساسکه با اخمی که معلوم بود از اینکه انتخاب بدی داشته هست گفت
«ولی مگه نارنجی دوست نداری؟»
ناروتو بازهم گریه کرد و گفت
«نوموخوامممممم!»
ساسکه پرسید«چی روووو؟»
ناروتو موهای جلوی صورت ساسکه رو آروم دور انگشتش پیچ داد و گفت
«من موخوام موهام بلند باشه!»
ساسکه کپ کرد
بعد پرسید
«هان؟»
ناروتو که هنوز داشت موهای ساسکه رو فر میکرد با ناز گفت
«ساسکه ژونمممم ... بریم آرایشگاه موهام رو خوشگل کن!مگه نمیخوایی امگات ناز و گوگولی باشه؟»
ساسکه آهی کشید
امشب مهمونی خونه ی ساکورا دعوت بودن
ساکورا دختر یک پزشک ماهر هست یعنی آقای هارونو
اما خب ساکورا عاشق ساسکه هست ... اما ساسکه قبلا دلباخته ی یک امگای دیگه شده!
(دو ساعت بعد ... مکان آرایشگاه)
ناروتو داشت ته موهاش رو نارنجی میکرد
آرایشگاه خیلی گرون بود!البته این برای اوچیها کم پولی بود ها
ساسکه روی صندلی نشسته بود که ناگهان ناروتو داد زد
«گارا ژونمممممممم؟؟»
و بله دقیقا جایی که هیچکس انتظار نداشت ... گارای مو قرمز و چشم آبیه داستان همراه با آلفای سرزنده اش راک لی اومده بودن آرایشگاه ی یاماناکا!
اینو آرایشگر اینجا دختر یک مدیر عامل شرکت ساخت اسباب بازی هست ... اینویچی رئیس شرکت نام شرکت را از روی دخترش اینو گذاشته ... یعنی شرکت اینو
اینو با خوش رویی آمد جلوی گارا و لی و گفت
«به به چشمم روشن!تازه عروس و دوماد!»
که ناروتو مثل فنر پرید هوا!
و گفت
«گارا تو و لی ازدواج کردین؟؟»
لی دستش را دور کمر گارا انداخت و گفت
«اوه رفیق قدیمی ناروتو ... خب آره نامزدیم!»
راک لی پسر یک ورزشکار و گارا پسر شهردار کیوتو هست
ساسکه وارد جمع شد و روبه ناروتو گفت
«اینا کی ان؟»
ناروتو با لبخند گفت
«اوه ساسکه!این راک لی هست و اینم گارا!ایشون هم اینو ژونم!همکلاسی های دبیرستانم!»
اینو با خوش رویی گفت
«آقا ساسکه مراقب ناروتوی ما باشی ها!»
بعد از کمی گفت و گو همه خواستن بروند که ناگهان.....
این هم پارتی دیگر هدیه به شما!گفتم وقت دارم پارت بزارم
«خیلیییییی بیشعورییییییییی!»
ناروتو بود که داشت داد میزد
یک ربع هست که بیدار شده و همش داره ساسکه رو کتک میزنه!
ساسکه دست ناروتو رو گرفت و گفت
«یعنی این بده؟»
ناروتو با حالتی کیوت گفت
«ارههههههه!!!»
ساسکه برای ناروتو یک سوئیشرت سیاه با شلوار نارنجی و تیشرتی سفید خریده بود اما ناروتو خوشش نیومد!
ساسکه با اخمی که معلوم بود از اینکه انتخاب بدی داشته هست گفت
«ولی مگه نارنجی دوست نداری؟»
ناروتو بازهم گریه کرد و گفت
«نوموخوامممممم!»
ساسکه پرسید«چی روووو؟»
ناروتو موهای جلوی صورت ساسکه رو آروم دور انگشتش پیچ داد و گفت
«من موخوام موهام بلند باشه!»
ساسکه کپ کرد
بعد پرسید
«هان؟»
ناروتو که هنوز داشت موهای ساسکه رو فر میکرد با ناز گفت
«ساسکه ژونمممم ... بریم آرایشگاه موهام رو خوشگل کن!مگه نمیخوایی امگات ناز و گوگولی باشه؟»
ساسکه آهی کشید
امشب مهمونی خونه ی ساکورا دعوت بودن
ساکورا دختر یک پزشک ماهر هست یعنی آقای هارونو
اما خب ساکورا عاشق ساسکه هست ... اما ساسکه قبلا دلباخته ی یک امگای دیگه شده!
(دو ساعت بعد ... مکان آرایشگاه)
ناروتو داشت ته موهاش رو نارنجی میکرد
آرایشگاه خیلی گرون بود!البته این برای اوچیها کم پولی بود ها
ساسکه روی صندلی نشسته بود که ناگهان ناروتو داد زد
«گارا ژونمممممممم؟؟»
و بله دقیقا جایی که هیچکس انتظار نداشت ... گارای مو قرمز و چشم آبیه داستان همراه با آلفای سرزنده اش راک لی اومده بودن آرایشگاه ی یاماناکا!
اینو آرایشگر اینجا دختر یک مدیر عامل شرکت ساخت اسباب بازی هست ... اینویچی رئیس شرکت نام شرکت را از روی دخترش اینو گذاشته ... یعنی شرکت اینو
اینو با خوش رویی آمد جلوی گارا و لی و گفت
«به به چشمم روشن!تازه عروس و دوماد!»
که ناروتو مثل فنر پرید هوا!
و گفت
«گارا تو و لی ازدواج کردین؟؟»
لی دستش را دور کمر گارا انداخت و گفت
«اوه رفیق قدیمی ناروتو ... خب آره نامزدیم!»
راک لی پسر یک ورزشکار و گارا پسر شهردار کیوتو هست
ساسکه وارد جمع شد و روبه ناروتو گفت
«اینا کی ان؟»
ناروتو با لبخند گفت
«اوه ساسکه!این راک لی هست و اینم گارا!ایشون هم اینو ژونم!همکلاسی های دبیرستانم!»
اینو با خوش رویی گفت
«آقا ساسکه مراقب ناروتوی ما باشی ها!»
بعد از کمی گفت و گو همه خواستن بروند که ناگهان.....
این هم پارتی دیگر هدیه به شما!گفتم وقت دارم پارت بزارم
- ۲.۱k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط