{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✏️یادش بخیر پیکان! همون ماشین ساده و با صفا که همیشه سفره

✏️یادش بخیر پیکان! همون ماشین ساده و با صفا که همیشه سفرهای خونوادگی باهاش پر از خاطره بود. وقتی جمع می‌شدیم توی ماشین، از خوشحالی کمر به کمر هم می‌زدیم. پدر همیشه پشت فرمان بود، مادر توی صندلی کنار دستش بساط خوراکی و میوه راه می‌انداخت. بچه‌ها هم هر کدوم یه گوشه‌ای از پیکان رو تصرف کرده بودیم و کلی شوخی و خنده می‌کردیم.

پیکان با اون صدای موتور قدیمیش همیشه بوی خاطرات می‌داد. یادمه وقتی می‌رفتیم شمال، توی جاده‌های پیچ در پیچ، همیشه از پنجره‌ها نسیم میومد و بوی دریا می‌زد توی صورت. حتی توی گرمای تابستون هم پیکان با کولرش هوای خنک رو برامون می‌آورد.

هر بار که به یه روستای جدید می‌رسیدیم، همه توی ماشین منتظر سوغاتی‌های خوشمزه بودن. خرما، شیرینی محلی، یا حتی گلاب تازه از کاشان، همه چیز توی دل پیکان جا می‌شد. یه دنیا خاطره از این سوغاتی‌ها داریم که همیشه به یادشون می‌افتیم.

پیکان هیچ وقت فقط یه ماشین نبود. اون یه همراه مهربون بود توی سفرهای خانوادگی، که حتی وقتی به مقصد می‌رسیدیم، دل‌مون نمی‌خواست ازش جدا بشیم. همیشه یه دنیای خاص با خودش می‌آورد، پر از خوشی و لذت.✏️


🌱پ.ن: هیچ چیز مزه گذشته رو نمیده...گذشته امکانات نبود ولی دلچسب بود حتی پیکانش....🌱

📝 #هانیه #نوستالژی #شخصی
#ه_مثل_هانیه #نوستالژیک #خانواده
#آلفا #خاص #هنرمند
#کتابخانه_آلفا #شصتی_ها #هنرمندان
#قصر_عشق #هفتادیا #موسیقی
#نوشته #هشتادیا #طبیعت
#دلنوشته #آپارات #تنهایی
#ب #هنر #ویژه
#تو_و_دیگر_هیچ #ویسگون #پست
دیدگاه ها (۰)

💙ما نسل نصف کردنِ‌ بستنی دوقلو بودیمخوشحالی رو فقط برای خودم...

💙عصرهای کودکی توی خونه مادربزرگ خلاصه می‌شدتو استکان‌های کمر...

💙اون وقتا عروس رو که میبردن آرایشگاه کل خاندان رو به عنوان ه...

💙یادت نره:بعضی وقتا حرف‌نزدن یه قدرت فوق‌العاده‌ست. لازم نیس...

💙دل آدم خر که نیست...می‌فهمه!مثلا من هیچ وقت از بابام نپرسید...

💙در نهایت یه روزی يه جايی ميفهمی که هر بحثی ارزش اینو نداره ...

💙کاش اینو وقتی تو رابطه‌اید یادتون بمونه.نمیشه هر وقت ناراحت...

💙اون با خودش می‌گه:«یه مدت ناراحت می‌شه، بعدشم می‌بخشه.»اما ...

💙دلم میخواد برگردم به اون روزایی که همه چی‌ رو باور می‌کردمب...

### 🌑 پارت دوم: معامله‌ای در سکوتهنوز به خودم نیومده بودم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط