اهنگ پست دوم جانگ کوک
اهنگ پست دوم جانگ کوک
ترجمه اهنگ
ترجمه متن آهنگ
بیا توی خیابونمون همدیگه رو ببینیم
من میپرم روی صندلی عقب ماشینت
فرقی نمیکنه منو کجا ببری
کنار تو همهچیز مثل یه آهنگ دلنشینه
به چپ و راستم نگاه میکنم
اما از برنامههایی که داشتم هیچ خبری نیست
نمیشه فقط سوار ماشین بشیم و یه دوری بزنیم؟
یه چیزهایی توی فهرست آرزوهام نوشتم، مثلاً…
اینکه تا سپیدهدم بیدار بمونیم و یه آهنگ بنویسیم
یا یه پرواز به مقصد هنگکنگ رزرو کنیم
تو باعث میشی تمام حرفهایی رو که بابام همیشه بهم میزد فراموش کنم
تمام درد و رنجم رو از وجودم بیرون میکشی
و کاری میکنی از خوشحالی بالا و پایین بپرم و بازیگوشی کنم
من عاشق این زمینم
اما تو داری دروازههای فرشتهها رو به روم باز میکنی
دلم میخواد پر بکشم و از اینجا دور بشم
و نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم که نگم…
بیا توی خیابونمون همدیگه رو ببینیم
من میپرم روی صندلی عقب ماشینت
فرقی نمیکنه منو کجا ببری
کنار تو همهچیز مثل یه آهنگ دلنشینه،
انگار قشنگترین صحنه یه فیلمه
همون لحظههای بهیادموندنی و درخشانش
وقتی بغلم میکنی، انگار توی بهشتم
تو خودت درست مثل یه آهنگ دلنشینی، لا لا لا…
روی چمنها دراز کشیدیم
و گذاشتیم کهکشان بالای سرمون به رقص دربیاد
انگار وسط یه داستان عاشقانهام
و بعد آروم توی گوشت زمزمه میکنم…
انگار قبلاً یه جایی دیدمت
نه، این فقط یه تشبیه شاعرانه نیست
مطمئنم قبلاً خواب این لحظه رو دیدم
تو مثل آفتابی هستی که حتی توی روزهای بارونی هم هیچوقت غروب نمیکنه
مثل نوشیدن یه لیوان آبپرتقال تازه توی یه روز تابستونی
یا مثل زیباترین گل آفتابگردون توی هشتم ماه مه
دلم میخواد از اینجا فرار کنم
ترجیحاً همین امروز
برای همین میگم…
بیا توی خیابونمون همدیگه رو ببینیم
من میپرم روی صندلی عقب ماشینت
فرقی نمیکنه منو کجا ببری
کنار تو همهچیز مثل یه آهنگ دلنشینه، لا لا لا…
انگار قشنگترین صحنه یه فیلمه
همون لحظههای بهیادموندنی و درخشانش
وقتی بغلم میکنی، انگار توی بهشتم
تو خودت درست مثل یه آهنگ دلنشینی...
ترجمه اهنگ
ترجمه متن آهنگ
بیا توی خیابونمون همدیگه رو ببینیم
من میپرم روی صندلی عقب ماشینت
فرقی نمیکنه منو کجا ببری
کنار تو همهچیز مثل یه آهنگ دلنشینه
به چپ و راستم نگاه میکنم
اما از برنامههایی که داشتم هیچ خبری نیست
نمیشه فقط سوار ماشین بشیم و یه دوری بزنیم؟
یه چیزهایی توی فهرست آرزوهام نوشتم، مثلاً…
اینکه تا سپیدهدم بیدار بمونیم و یه آهنگ بنویسیم
یا یه پرواز به مقصد هنگکنگ رزرو کنیم
تو باعث میشی تمام حرفهایی رو که بابام همیشه بهم میزد فراموش کنم
تمام درد و رنجم رو از وجودم بیرون میکشی
و کاری میکنی از خوشحالی بالا و پایین بپرم و بازیگوشی کنم
من عاشق این زمینم
اما تو داری دروازههای فرشتهها رو به روم باز میکنی
دلم میخواد پر بکشم و از اینجا دور بشم
و نمیتونم جلوی خودم رو بگیرم که نگم…
بیا توی خیابونمون همدیگه رو ببینیم
من میپرم روی صندلی عقب ماشینت
فرقی نمیکنه منو کجا ببری
کنار تو همهچیز مثل یه آهنگ دلنشینه،
انگار قشنگترین صحنه یه فیلمه
همون لحظههای بهیادموندنی و درخشانش
وقتی بغلم میکنی، انگار توی بهشتم
تو خودت درست مثل یه آهنگ دلنشینی، لا لا لا…
روی چمنها دراز کشیدیم
و گذاشتیم کهکشان بالای سرمون به رقص دربیاد
انگار وسط یه داستان عاشقانهام
و بعد آروم توی گوشت زمزمه میکنم…
انگار قبلاً یه جایی دیدمت
نه، این فقط یه تشبیه شاعرانه نیست
مطمئنم قبلاً خواب این لحظه رو دیدم
تو مثل آفتابی هستی که حتی توی روزهای بارونی هم هیچوقت غروب نمیکنه
مثل نوشیدن یه لیوان آبپرتقال تازه توی یه روز تابستونی
یا مثل زیباترین گل آفتابگردون توی هشتم ماه مه
دلم میخواد از اینجا فرار کنم
ترجیحاً همین امروز
برای همین میگم…
بیا توی خیابونمون همدیگه رو ببینیم
من میپرم روی صندلی عقب ماشینت
فرقی نمیکنه منو کجا ببری
کنار تو همهچیز مثل یه آهنگ دلنشینه، لا لا لا…
انگار قشنگترین صحنه یه فیلمه
همون لحظههای بهیادموندنی و درخشانش
وقتی بغلم میکنی، انگار توی بهشتم
تو خودت درست مثل یه آهنگ دلنشینی...
- ۴۲۲
- ۰۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط