#پارت1_فصل2

#پارت1_فصل2
رمان:ماهور
{هانا}
دفترم رو بستم توی کیف گذاشتم و منتظر آرین شدم.
کنار هم راه افتادیم و از کلاس خارج شدیم. تا اومدم شروع به حرف زدن کنم پسری از کنارمون گذشت.
آرین:Good bay (خدانگهدار)
اما پسر فقط لبخندی زد.
-تو چته؟
-هیچی... میای بریم یه جا درد و دل کنیم.
-باشه فقط اگه مهراب خان دوباره ترش نکنه.
-ولش کن به اون چه.
-باشه، کدوم کافه؟
-کافه؟ نه بریم کنار دریا.
-بریم.
باهم سوار ماشین شدیم. دلم گرفته بود، هوای ابری و خیابون های گرفته رم همراه موزیک غمگین و بی کلام که توی ماشین پلی شده بود بدترش میکرد. واقعا نمی دونم چرا انقدر دلم گرفته.
{رهام}
-نمی بینی چجوری موندم تو تنهایی
نم یدونی این دلم میگیره یه وقتایی
یه وقتایی این بغضم بد جوری می گیره
همون وقتا که معلوم نیست تو کجایی....
از اینکه بعد این همه وقت یه کنسرت گذاشتیم خیلی خوشحال بودم اما نمی دونم چرا به خوندن ترک «دیوونه من» نا خداگاه به یاد ماهور افتاد. چند ماه گذشته هیچ خبری ازش ندارم باران میگه با زانیار ازدواج کرده و رفته ترکیه و دیگه نمی خواد منو ببینه اما من باور نمی کنم. میخوام فراموشش کنم یعنی مغزم میخواد ولی دلم نمیخواد.

لایک و کامنت فراموش نشه
دیدگاه ها (۷)

part 7

اهنگ پست دوم جانگ کوکترجمه اهنگترجمه متن آهنگ بیا توی خیابون...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

ووی خدا ببینید تولد کیه ای ننه من مردم..جیمین شی می دونم که ...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

‏🐺[۱۱:۵۳ ~ ۱۲:۰۰ به وقت کلمبیا]ای وای وایتعداد آهنگ‌هایی که ...

تروخداااا پستت شوو تروخدااعیعیعیی🗣😭*صدای گوریه😂*دلم میخواد چ...

سلام خوبی بچه ها می دونم اصلا فعالیت نداشتم ولی یه چیزی من ت...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۸سامان هنوز کنار در ایستاده بود....

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط