ترکم نکن
پارت نوزدهم
آنجل: سلام خانوم بلاخره تشریف آوردین؟
مینجی: سلام خفه شو راه بیفت ببینم
آنجل: هنوز نیومده طلبکارم هستی؟
مینجی: آره دیگه زود باش گشنمه
خندیدم و ماشین و روشن کردم
آنجل: کجا بریم حالا؟
مینجی: بریم یه کافه چیزی بخوریم بعدشم یه دور بزنیم
آنجل: اوکی فقط این دفعه تو مسیر و پیدا کن من مسئولیت قبول نمیکنم
مینجی: گاو من دفعه قبل فقط یه مسیر گفتم تو رفتی اون سر شهر
آنجل: خب مگه من گوگلم؟؟
مینجی: واقعا که
بعد از چند دقیقه به یه کافه رسیدیم ماشین و پارک کردم و دوتایی پیاده شدیم و رفتیم داخل یه میز کنار پنجره انتخاب کردیم و نشستیم
مینجی: خببب حالا بگو ببینم
آنجل: چی بگم؟
مینجی: جونگکوک دیگه دختررر
آنجل: باز شروع کردی تو؟
مینجی: معلومه که شروع کردم من هنوز تو شوکم که تو با جونگکوک رفتی کنسرت و بعدشم خودش رسوندت خونه
آنجل: خب چیکار کنم الان؟ برم براش دست بزنم؟
مینجی: خاک تو سرت من جای تو بودم تا الان از خوشحالی سکته کرده بودم
آنجل: باور کن خودمم هنوز باورم نمیشه
مینجی: وای خدااا من اگه جای تو بودم ازش یه عکس میگرفتم
آنجل: مگه میذاشتن؟ تازه انقدر استرس داشتم که یادم رفت اصلا
مینجی: واقعا استعدادتو باید قاب گرفت
آنجل: ببند دهنتو سفارش بده گشنمه
مینجی: باشه بابا فقط بعدا کل ماجرا رو با جزئیات تعریف میکنی
آنجل: چشم مادر
هردومون خندیدیم و مشغول سفارش دادن شدیم ...
آنجل: سلام خانوم بلاخره تشریف آوردین؟
مینجی: سلام خفه شو راه بیفت ببینم
آنجل: هنوز نیومده طلبکارم هستی؟
مینجی: آره دیگه زود باش گشنمه
خندیدم و ماشین و روشن کردم
آنجل: کجا بریم حالا؟
مینجی: بریم یه کافه چیزی بخوریم بعدشم یه دور بزنیم
آنجل: اوکی فقط این دفعه تو مسیر و پیدا کن من مسئولیت قبول نمیکنم
مینجی: گاو من دفعه قبل فقط یه مسیر گفتم تو رفتی اون سر شهر
آنجل: خب مگه من گوگلم؟؟
مینجی: واقعا که
بعد از چند دقیقه به یه کافه رسیدیم ماشین و پارک کردم و دوتایی پیاده شدیم و رفتیم داخل یه میز کنار پنجره انتخاب کردیم و نشستیم
مینجی: خببب حالا بگو ببینم
آنجل: چی بگم؟
مینجی: جونگکوک دیگه دختررر
آنجل: باز شروع کردی تو؟
مینجی: معلومه که شروع کردم من هنوز تو شوکم که تو با جونگکوک رفتی کنسرت و بعدشم خودش رسوندت خونه
آنجل: خب چیکار کنم الان؟ برم براش دست بزنم؟
مینجی: خاک تو سرت من جای تو بودم تا الان از خوشحالی سکته کرده بودم
آنجل: باور کن خودمم هنوز باورم نمیشه
مینجی: وای خدااا من اگه جای تو بودم ازش یه عکس میگرفتم
آنجل: مگه میذاشتن؟ تازه انقدر استرس داشتم که یادم رفت اصلا
مینجی: واقعا استعدادتو باید قاب گرفت
آنجل: ببند دهنتو سفارش بده گشنمه
مینجی: باشه بابا فقط بعدا کل ماجرا رو با جزئیات تعریف میکنی
آنجل: چشم مادر
هردومون خندیدیم و مشغول سفارش دادن شدیم ...
- ۶۴
- ۱۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط