یه سال پیش تو همچین روزی باهاش آشنا شدم...

یه سال پیش تو همچین روزی باهاش آشنا شدم...
فک می کردم یه آدم مغرور و بی تفاوت نسبت به همه چیزه ولی نبود
مهربون ترین و با احساس ترین پسری بود که تا حالا دیدم...
تو تمام ناراحتیا و سختیا کنارم بود
آرومم می کرد وقتی حالم بد بود، هم پام میخندید و هم پام تو ناراحتیام ناراحت بود 👨
وقتی کسی نبود تو تنهاییام بود وقتی دلتنگ بودم، بود.
داداش ندارم ولی وجودش باعث شد حس کنم یه داداشی مهربون دارم😅❤️
راهمون دوره ولی حس میکنم کنارم دارمش...!
تو تک تک لحظه های خوب زندگیم پیش خودم تصورش می کردم
مجازی بود ولی واقعی بود برام

حسین من...!
ممنون که اومدی و تو این یه سال کنارم بودی
حال خوبم و مدیون بودنت کنارم هسم
دوست دارم دلبرناب دلم 😍❤️
پ.ن شخصی: و اینا بود تمام چیزایی که ۱۱ روز اذیتت کردم تا بهت بگم 😂😂
#راز 😉
#حورانویس
-بماند به یادگار ۰۰/09/11 (00:00)
@axprofi
دیدگاه ها (۱۲)

happy birthday daddy chanieeee

🐻💬~کامنت تهیونگ زیر پست یه آرمی در ویور~س 😭💜💜: «اسپانیایی ته...

پارت ۴: از استیجِ رؤیاها تا قلبِ هایب!اون شبِ کنسرت، اصلاً ح...

https://wisgoon.com/jounkookjk-v چجوری همش توضیح بدم بگم بهت...

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

مافیای منپارت ۲فاصله‌اش رو حفظ کرد. چند قدم عقب‌تر ایستاد و ...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۴ یه روز عصر بارون شدید گرفت. کا...

جونگ‌کوک تو برای من فقط یه اسم یا یه چهره نیستیتو یه حس عمیق...

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

چشمم از نگاهش فروریخت.سریع به سمت یکی از گل‌های بزرگ و پرزرق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط