{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب دیدم ما را ،

خواب دیدم ما را ،
بُریدند و به کارخانه‌ی چوب بری بردند !
آن که عاشق بود پنجره شد ،
آن که بی رحم، چوبه‌ی دار ،
از من اما دری ساختند برای گذشتن ...!
دیدگاه ها (۴)

آنکه عاشق تر بود پنجره شد

آرامش محض در کنج دنج خانه‌تان...تلفیقی بی‌نظیر از استواری، ز...

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

موسیقی

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط