{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و

زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در آن رنج بسیار می دید و حرصی تمام میزد .

او را گفت : ای مور
این چه رنج است که بر خود نهاده ای و این چه بار است که اختیار کرده ای؟
بیا تا مطعم و مشرب (آب و غذا) من ببین ، که هر طعام که لذیذتر است تا من از آن نخورم به پادشاهان نرسد ،
آنجا که خواهم نشینم و آنجا که خواهم خورم!

این بگفت و به سوی دکان قصابی پر زد و بر روی پاره ای گوشت نشست . قصاب کارد در دست داشت و بزد و زنبور را به دو پاره کرد و بر زمین افتاد!

مور بیامد و پای او بگرفت و بکشید ،
زنبور گفت : مرا به کجا میبری؟
مور گفت : هر که به حرص به جائی نشیند که خود خواهد ، به جاییش کشند که نخواهد ...

و اگر عاقل یک نظر در این سخن تامل کند، از موعظه واعظان بی نیاز گردد!
دیدگاه ها (۳)

تلنگرگفتم خدایا چگونه آغاز ڪنم؟گفت به نام منگفتم خدایا چگونه...

سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواندکه نه از ...

زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در ...

زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در ...

️زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در...

زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در ...

💎مرد ثروتمندی ماشین آخرین مدل خارجی خود را مقابل مغازه قصابی...

⛔️نورالله مرد ایرانی شکارچی زنان بیوه مرد ثروتمندی ماشین آخر...

یک مورچه در پی جمع کردن دانه های جو از راهی می گذشت و نزدیک ...

مورچه ای در پی جمع کردن دانه های جو از راهی می گذشتو نزدیک ک...

مورچه ای در پی جمع کردن دانه های جو از راهی می گذشتو نزدیک ک...

#هفت_خوان_اسفندیار#شاهنامه#خوان_پنجمخوان پنجم کشتن اسفندیار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط