{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
پیرمردی که فقط ٨تار مو روی سرش داشت،
به آرایشگاه رفت،
آرایشگرباعصبانیت پرسید:
موهایتان راکوتاه کنم
یابشمارم؟
پیرمردلبخندزدوگفت رنگشان کن
زندگی یعنی:لذت بردن
ازهرآنچه که داری
#عکاسی
#me_photogrfr
دیدگاه ها (۱)

محبوبم !کاش می‌توانستم دردتان را دوا کنم.همین دردِ دور بودن‌...

دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیزبر پیکر خود پیرهن سبز نمودم...

╭─━──━──≪🤍🕊≫──━──━─╮فردا دیر است،‼️امروزت را همین امروز زندگ...

سناریو اوبیکاکا

p17عصر روز بعد...تهیونگ دوباره وارد آتلیه شد.صدای آرام کشیده...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت سوم(فردا صبح)و...

چند پارتی پارت ۵ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیدختر چند ثانیه فق...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐𝟎پارت ۲۰ | انتخاب غیرممکنچند ثانیه...هیچ‌کس حتی ...

چندپارتی یونگی

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟐سوا:داداشی من همه ی حرفات رو شنیدم و خ...

عقد با رئیس مافیا پارت 29تهیونگ به تصویر متوقف‌شده روی دیوار...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۱۴●•_شرلوک هلمز_لبخندم هنوز رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط