{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو کجایی که برای دل ِ تو مست شدم

تو کجایی که برای دل ِ تو مست شدم
سر از این خاک بر آورده ز نو هست شدم

تو کجایی که ز بوی تن تو بود شدم
با تو چون خانه یکی بود چنین عود شدم

تو کجایی که من از هجر تو بیمار شدم
وز برای تن بیمار خودم دار شدم

تو کجایی که غزل باز و غزل ساز شدم
تا سحر با غزل و میکده دمساز شدم

تو کجایی که من از بودن تو داد شدم
در میان همه شاهان چو شه راد شدم

تو کجایی که چنین مست و خراب تو شدم
دل ِ من باده و من کوزه شراب تو شدم

تو کجایی که منم عاشق پرواز شدم
تا رسیدم به برت یکسره من راز شدم

تو کجایی که به خود من غل و زنجیر شدم
به فریبایی دنیای تو نخجیر شدم
دیدگاه ها (۲)

تو کجایی که برای دل ِ تو مست شدمسر از این خاک بر آورده ز نو ...

تو کجایی که برای دل ِ تو مست شدمسر از این خاک بر آورده ز نو ...

تو کجایی که برای دل ِ تو مست شدمسر از این خاک بر آورده ز نو ...

اسـم ترا که میبرم؛ دل زتـو مست میشودشعرو ترانه و غزل؛ دست بد...

اسـم ترا که میبرم؛ دل زتـو مست میشودشعرو ترانه و غزل؛ دست بد...

اسـم ترا که میبرم؛ دل زتـو مست میشودشعرو ترانه و غزل؛ دست بد...

ماها چو به چرخ دل برآییچون جان به تن جهان درآییماها چه لطیف ...

خنده زدی زنده شدم ، طعنه زدی بنده شدمجلوه لبخند تو را دیدم و...

خنده زدی زنده شدم ، طعنه زدی بنده شدمجلوه لبخند تو را دیدم و...

این زخم که بر گرُده ی هر بیت غنودَه ستتاوان گناهی است که بیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط