{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این زخم که بر گرده ی هر بیت غنوده ست

این زخم که بر گرُده ی هر بیت غنودَه ست
تاوان گناهی است که بیمار تو بودَه ست

دیشب تن این شعر به شلاق کشیدم
چون مستِ شرابِ شبِ چشمان تو بودَه ست

گفتم به غزل از که چنین مست و خرابی؟
گفتا که مزن، این گنه از قلب تو بودَه ست

مستِ نگهش چون که در این خانه نشستی
من زاده شدم، نطفه ام از عشق تو بودَه ست

من معترفم معترفِ شُرب نگاهت
بیچاره غزل راوی چشمان تو بودَه ست

این محکمه و قاضی و شاکی و گنهکار
از جمله دلم، ملعبه ی دست تو بودَه ست!

داریوش فرزانه
دیدگاه ها (۲)

ای هر سخنت قطره ی باران بهاریباید که بر این تشنه ی بی تاب بب...

در میان روزها از "روز دوم" بدم می آید ...روز دوم بی رحم ترین...

تنهایی من رنگ غمگین خودش را داشتیک جور دیگر بود، آیین خودش ر...

بی قرارم، نه قراری که قرارم بشویمن مسافر شوم و سوت قطارم بشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط