خدایا !!...

خدایا !!...

کودک بودم ... خواب بودم ...

از هیچ چیز خبر نداشتم..

به قول خودمون از هفت دولت آزاد بودم ... نمی دونستم خوراکم از کجا میرسه ... حتی شیر خوردن رو هم بلد نبودم ... اصلا چیزی هم یادم نمیاد ... حتی اصلا من به تو نگفته بودم که دو تا فرشته یعنی پدر و مادر رو بذاری بالای سرم .. اون رو هم خودت با مهربانی خودت تقدیم من کردی .. تا اگه لب تر کنم دنیا رو به پای من بریزند ... به روی من هم این لطفها رو. نیاوردی... تو از لطف و رحمت خودت، از احسان و مرحمت بی منتهای خودت بر سر من منت گذاشتی و این بنده حقیر رو کردی اون کسی که بتونه روی پای خودش بایسته و بگه "من علی هستم"..

خدایا!! من از سپاس این نعمت که گفتم لال هستم ... اگه هم لال نباشم بلد نیستم که چی بگم ..

فقط ... فقط ... یه بیت ناچیز با زبان قاصر خودم به ذهنم میرسه که همون رو هم تقدیم این آستان می کنم ... به قول بزرگان برگ سبزی است تحفه درویش با یک سبد گل تقدیم به شما :

عشق تو نظر چو در کارم کرد بنمود جمال و عاشق زارم کرد

من خفته بدم به ناز در کتم عدم عشق تو به دست خویش بیدارم کرد

خدایا شکرت
دیدگاه ها (۲)

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

نمیخوام برم تو فاز چصناله ها_ولی واقعا دارم به این نتیجه میر...

اینهمه وقت رو هدر دادی هیچ 🥲🖤اینهمه کتاب خریدی و هزینه کلاس ...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.18(روایت از زبان ا.ت)...

**پارت ۱۹**جونگکوک تو رو به اتاقِ بزرگ و باشکوهِ خودش برد؛ ا...

چهار بعدازظهر بود و تو دقیقاً جلوی پیست اسکیت روی یخ ایستاده...

✍️روحانی به صدا و سیما حمله کرد و گفت صدا و سیما گروهکی ادار...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

(وقتی روت حساس بود و...)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط