{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کنارم رد شدی بی اعتنا؛نشناختی

از کنارم رد شدی بی اعتنا؛نشناختی
چشم در چشم شدی اما مرا نشناختی

در تمام خاله بازی های عهد کودکی
همسرت بودم همیشه؛بی وفا،نشناختی؟

لی له باز کوچه ی مجنون صفت ها فکر کن
جنب مسجد،خانه ی آجر نما،نشناختی؟

اسم من آقاست اما سال ها پیش این نبود
ماه بانو یادت آمد؟مشتبا!نشناختی؟

کیست این مرد نگهبانت که چشمش بر من است
آه!! آری؛تازه فهمیدم چرا نشناختی..



مجتبی سپید
دیدگاه ها (۵)

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است دنیا برای از تو نوشتن مرا ...

دلم میسوزد از باغی که میسوزد نه دیداری ن...

سکوت، همسفرِ آه صبحگاه من استو غم نظاره گر اشک بی پناه من اس...

زلفی بده بر باد و بگیر از همه جان راآشفته ی خود ساز زمین را ...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنـــارم رد شدی بی اعتنا نشناختی چشم در چشمم شدی اما مرا ...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط