از کنارم رد شدے بــےاعتنا، نشناختــے
از کنارم رد شدے بــےاعتنا، نشناختــے
چشم در چشمم شدے اما مرا نشناختــے
در تمام خاله بازے هاے عهد کودکـے
همسرت بودم همیشه بـے وفا نشناختــے؟
لے له باز کوچه ے مجنون صفت ها فکر کن
جنب مسجد، خانه ے آجرنما، نشناختـے؟
دختر همسایه! یاد جر زنـے هایت به خیر
این منم تک تاز گرگم برهوا، نشناختـے؟
اسم من آقاست اما سالها پیش این نبود
ماه بانو یادت آمد؟ منم! نشناختـے؟
کیست این مرد نگهبانت که چشمش بر من است
آه! آرے تازه فهمیدم چرا نشناختیـے
چشم در چشمم شدے اما مرا نشناختــے
در تمام خاله بازے هاے عهد کودکـے
همسرت بودم همیشه بـے وفا نشناختــے؟
لے له باز کوچه ے مجنون صفت ها فکر کن
جنب مسجد، خانه ے آجرنما، نشناختـے؟
دختر همسایه! یاد جر زنـے هایت به خیر
این منم تک تاز گرگم برهوا، نشناختـے؟
اسم من آقاست اما سالها پیش این نبود
ماه بانو یادت آمد؟ منم! نشناختـے؟
کیست این مرد نگهبانت که چشمش بر من است
آه! آرے تازه فهمیدم چرا نشناختیـے
- ۹۰۶
- ۱۸ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط