{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کنارم رد شدے بــے‌اعتنا، نشناختــے

از کنارم رد شدے بــے‌اعتنا، نشناختــے
چشم در چشمم شدے اما مرا نشناختــے
در تمام خاله ‌بازے ‌هاے عهد کودکـے
همسرت بودم همیشه بـے ‌وفا نشناختــے؟
لے ‌له ‌باز کوچه ‌ے مجنون صفت ‌ها فکر کن
جنب مسجد، خانه ‌ے آجرنما، نشناختـے؟
دختر همسایه! یاد جر زنـے هایت به خیر
این منم تک ‌تاز گرگم‌ برهوا، نشناختـے؟
اسم من آقاست اما سال‌ها پیش این نبود
ماه بانو یادت آمد؟ منم! نشناختـے؟
کیست این مرد نگهبانت که چشمش بر من است
آه! آرے تازه فهمیدم چرا نشناختیـے
دیدگاه ها (۷)

شب قراریـــــست که ســتاره براے بوسیدن ماه میــگذاردو چه زیب...

این اختـلاف بیـن تو و من همیشه نیـست باور کنـیم فرصت بودن هم...

به قلبم آه و تنها بر لبم افسوس مـے ماند که از هر خواب شیرین ...

شبیه آتشـے در باد خاکستر نمـے گیرم اگر خاموش گردم شعله را از...

KIM V

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی اعتنا نشناختیچشم در چشمم شدی حتی مرا نشنا...

از کنارم رد شدی بی اعتنا نشناختیچشم در چشمم شدی حتی مرا نشنا...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

از کنارم رد شدی بی‌اعتنا، نشناختیچشم در چشمم شدی اما مرا نشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط