آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
آغوش ممنوعه🚫🫂🌌
#part69
بلندشدم و برقو خاموش کردم
تختم دونفره بود
دراز کشیدم و به صورت سعید زل زده بودم که یهو چشاشو باز کرد
من:هییهیی سلام
سعید:نگات خیلی سنگینه
من:بی تربیت بگو نگاهه عاشقانه
سعید نزدیکم شد و من سرمو بردم عقب اومد جلو و با دستش صورتمو نزدیک صورتش کرد
پیشنونیشو گذاشت رو پیشونیم
و چشاشو بست
سرمو کشیدم عقب
من:اعح سعید رمانتیک بازی درنیاراا
سعید:چقدر گاوی تو
من:خفه شو بابا اوسکل من
عصاب ندارما میزنم میکشمت بتمرگ
سعید:نفس چته وا
من:هیچی بخواببب
صبح با صدای در زدن بیدارشدم
من:اعححح مامان بزار بخوابم
مامان:چرا درو قفل کردی
چشامو باز کردم که سعیدو لخت رو تخت دیدم واییی
من:مامان صبر کن لباس بپوشم خودم الان میام تو برو
مامان:زودباش
من:سعید بلندشو بدوو سعیددد
سعید:هوومم ولم کن
من:اخه کی تو لباستو کندی پاشو مامانم اومد
سعیددادزد:ولمم کنننن
من:خفه شو صدات رفت بیرون
خوابش خیلی سنگین بود مث اینکه درو باز کردم و رفتم بیرون و درو قفل کردم
نیما:گنج داری تو اتاقت
من:خفه شو
.... ...
#part69
بلندشدم و برقو خاموش کردم
تختم دونفره بود
دراز کشیدم و به صورت سعید زل زده بودم که یهو چشاشو باز کرد
من:هییهیی سلام
سعید:نگات خیلی سنگینه
من:بی تربیت بگو نگاهه عاشقانه
سعید نزدیکم شد و من سرمو بردم عقب اومد جلو و با دستش صورتمو نزدیک صورتش کرد
پیشنونیشو گذاشت رو پیشونیم
و چشاشو بست
سرمو کشیدم عقب
من:اعح سعید رمانتیک بازی درنیاراا
سعید:چقدر گاوی تو
من:خفه شو بابا اوسکل من
عصاب ندارما میزنم میکشمت بتمرگ
سعید:نفس چته وا
من:هیچی بخواببب
صبح با صدای در زدن بیدارشدم
من:اعححح مامان بزار بخوابم
مامان:چرا درو قفل کردی
چشامو باز کردم که سعیدو لخت رو تخت دیدم واییی
من:مامان صبر کن لباس بپوشم خودم الان میام تو برو
مامان:زودباش
من:سعید بلندشو بدوو سعیددد
سعید:هوومم ولم کن
من:اخه کی تو لباستو کندی پاشو مامانم اومد
سعیددادزد:ولمم کنننن
من:خفه شو صدات رفت بیرون
خوابش خیلی سنگین بود مث اینکه درو باز کردم و رفتم بیرون و درو قفل کردم
نیما:گنج داری تو اتاقت
من:خفه شو
.... ...
- ۵.۱k
- ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط