{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25

ویو هیونجین
اه ات چرا نمیای  بیرون ۵ مین بعد
  اون دختره یوجین  اومد با یه چمدون‌  بیرون از پله ها به‌ سختی اومد پایین و اومد چسبید به من 
~ :ددی‌ میشه چمدونم رو‌بزاری تو صندوق ؟ ( با ناز)
    دستش و پس زدم  و رفتم درو صندوق رو باز‌ کردم   و گفتم خودت دست داری
رفتم  و نشستم‌ تو ماشین اونم با با حرص چمدونشو  گذاشت  تو  صندوق   و اومد صندلی جلو بقل دست من نشت  و لب زد  
اپا  جونم میشه اینجا‌بشینم؟
  $ یا گمشو‌پایین  یا برو عقب بشین  ( سرد )
~ اه ددی چرا اذیت میکنی بزار اینجا بشینم بقل دست تو(  عشوه)
  که دیدم ات  داره از پله ها میاد پایین    منم از ماشین  پیاده شدم  رفتم در    ماشین باز کردم  و دست  یوجین رو گرفتم و با زور کشیدم ش بیرون  ات با تعجب  نگام میکرد  منم طوری که فقط ا.ت بشنوه  گفتم   فقط یه نفر حق داره پیش خودم بشینه  اونم زنمه * پوزخند
  ا.ت : باشه بابا فهمیدم   حالا میشه بشینم
ویو  یوجین
اه دختره هرزه  معلوم نیست چطوری مخ  پسره رو زده  رفت صندلی جلو نشست
منم   داشتم فقط به این فکر میکردم که چطوری دختره رو از چشم  هیونجین بندازم
رفتم نشستم صندلی عقب     داشتم به جلو نگاه میکردم که متوجه شدم  دست هیونجین رو رون  مین داست  و نوازش وار  دستش رو روی رون لخت  مین دا حرکت میداد  که بعد مین دا به عقب شاره کرد و منم فهمیدم دختره هرزه واسه من اینکارو  کرده

ویو ات
سرمو به نشانه اینکه دست شو از رو رونم برداره تکون دادم اونم همین کارو کرد .. تقریبا بیست مین گذشت و تقریبا ۱ساعت دیگه راه بود از اینه به عقب نگاه کردم یوجین خواب بود منم سرمو گزاشتم رو صندلی‌ که بخوابم اما خب یاد اون تصادف بچگی هام افتادم و ترسیدم هیونجین هواسش به رانندگی بود که بعد گفت نظرت درباره امروز و فردا چیه ؟
ا.ت : چی منظورت چیه؟

$ میگم فردا‌ و امروز بریم خوشگزرونی
ا.ت : هوم بریم منم یکم‌میخوام از اتفاق های اطرافم دور شم
$: این هرزه رو چیکار کنیم ؟
ات: نمیدونم حالا بزار برسیم در بارش صحبت میکنیم
$ میتونم ازت یه چیزی بپرسم
ا.ت : چی؟ بپرس
$: نظرت چیه بعد از به دنیا اومدن بچه عروسی بگیریم؟
ا.ت: اره خوبه منم نمیخوام با شکم ورم کرده تو لباس عروس باشم
فقط ...
$ :فقط چی؟
ا.ت : اینکه مکس...*
$ نگران اون نباش شرشوکم‌میکنم * پوزخند
ا.ت : میخوای بکشیش؟ * تعجب و ترس ...
$: اگه به تو دست بزنه شاید
ا.ت: هیونجین ....
ویو ۱ساعت بعد ا.ت
اه بالاخره رسیدیم
هی یوجین پاشو
‌ پاشو‌...
~ اومدم بابا
و .....
.


ادامه دارد
شرایط
۵ تا کامنت
۳ تا لایک
۱ بازنشر
دیدگاه ها (۶)

چرا دیگه مثل قبل حمایت نمیشه؟؟

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p24ا.ت: باشه من باهاش مش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط