{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با كراوات به ديدار خدا , رفتم و شد ****** برخلاف جهت اهل

با كراوات به ديدار خدا , رفتم و شد ****** برخلاف جهت اهل ريا ,رفتم و شد ****** ريش خود را ز ادب صاف نمودم با تيغ ***** همچنان اينه با صدق و صفا , رفتم و شد **** من حروف عربي را كه ندارم در ياد ******* ننمودم ز ته حلق ادا , رفتم و شد ******** هرگز از قاسم و جبار نگفتم سخني ******* گفتم از صلح و صفا , مهر و وفا , رفتم و شد ** همچو واعظ نه عصا داشتم و نه نعلين ***** سرخوش و بي خبر و بي سر و پا , رفتم و شد ** مدعي گفت چرا رفتي و چون رفتي و كي؟ *** من دلباخته بي چون و چرا , رفتم و شد **** تو سرت پيش خدا روز و شبان راست شد و خم** من به خود امدم و رقص كنان , رفتم و شد *** مسجد و دير و خرابات به دادم نرسيد ***** فارغ از كشمكش اين دو سه تا , رفتم و شد *** گفتم اي دل تو بيا قافله سالارم شو ****** چو بدين سان شدم از خويش رها , رفتم و شد **
دیدگاه ها (۳)

با کراوات، به دیدار خدا رفتم و شدبر خلاف جهت اهل ریا، رفتم و...

باکراوات به دیدار خدا رفتم و شد !بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و ...

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شدبر خلاف جهت اهل ریا، رفتم و ...

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شدبر خلاف جهت اهل ریا رفتم و ش...

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شدبر خلاف جهت اهل ریا رفتم و ش...

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و ...

با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد برخلاف جهت اهل ریا رفتم و ش...

ﺑﺎ ﮐﺮﺍﻭﺍﺕ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷﺪ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﺟﻬﺖ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﺷ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط