{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما نفهمیدیم چه کنیم.

ما نفهمیدیم چه کنیم.
تا سردی دیدیم کمی دور شدیم
تا دور شدیم، بی‌معرفت شدیم
گفتند بیشتر باش...
تا کمی بیشتر بودیم، زبانشان چیزی نگفت - ولی چشمِ‌شان مدام میگفت:
از شما خسته شدیم.
#فرید_صارمی
دیدگاه ها (۱)

رمان بازی حسادت 🤍⛓️

My Boy❄

امروز سرآغاز ماه سپتامبره...اولین روز، از نهمین ماه میلادی.۲...

از شما ممنونیم آقای رئیس‌جمهور. بعد از ماجرای آن پیاده قدم‌ز...

از شما ممنونیم آقای رئیس‌جمهور...بعد از ماجرای آن پیاده قدم‌...

HATE TO LOVE⁵(ویو:رز)پادشاه:ببین رز...کشورمون بیشتر از هر چی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 138♡⁠。⁠)⁩بیشتر ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 20صبح روز بعد، ویولت زودتر از هوسوک ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁷. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ به تایید س...

#in_your_eyespart_10۲ویو کایلاچند روز از رفتنمون پیش دکتر گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط